ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٨٥٤ - ٢ - از طبقه دوّم أبو القاسم أنماطي ، أبو نعيم استرابادي و أبو جعفر ترمذي و
گرفته و كتاب « اختلاف الفقهاء » و كتاب « علل الحديث » را تصنيف كرده و به سال سيصد و هفت ( ٣٠٧ ) در بصره در گذشته است .
و ابو نعيم عبد الملك بن محمد بن عدى استرابادى [١] كه صاحب ربيع بن سليمان بوده و حديث ابن مسعود را از پيغمبر ( ص ) روايت كرده كه گفته است : « لا تسبّوا قريشا فانّ عالمها يملأ الأرض علما . اللَّهمّ اذقت أوّلها نكالا فاذق آخرها نوالا » آنگاه خود او چنين نظر داده است : « و در اين حديث هر گاه ناظرى اهل تميز ، دقّت و تأمّل كند علامتى است آشكار كه مراد از آن مردى است از علماء اين امّت ، از طايفهء قريش كه علم او آشكار مىگردد و اين صفت نيست مگر شافعى ، رحمه الله تعالى ، را چه او عالمى است از قريش كه علم را آشكار و راه را پديدار ساخته ، اصول را شرح داده و فروع را واضح و روشن نموده و كتبى نوشته كه به همهء بلاد برده شده و در همه جا انتشار يافته است [٢] .
[١] ابن اثير پس از ضبط كلمهء استراباد و نقل قول برخى بلحوق الف زائده بين سين و تاء ( استاراباد ) گفته است ، « و از مشاهير مردم آنجا است ابو نعيم عبد الملك بن محمد بن عدى استرابادى كه از ائمه و پيشوايان مسلمين است و به سال سيصد و بيست ( ٣٢٠ ) به سن هشتاد و سه سالگى ( ٨٣ ) در گذشته است .
[٢] باز از شگفتيهاست كه برخى از دانشمندان اهل تسنن مانند همين استرابادى و مانند سبكى ، امام جعفر صادق ( ع ) ، كه فرزند پيغمبر ( ص ) و عريق در قريش و چنان كه پيش هم اشارت رفت استاد چهار هزار شاگرد و صاحب كه چهار صد « اصل » به وسيلهء اين شاگردان از گفته هاى او تأليف و نشر شده و علم وى زبانزد مخالف و موافق بوده و دويست دشمن به آن اعتراف داشته و در برابر خضوع داشتهاند و مالك ، استاد شافعى ، و هم ابو حنيفه ، استاد استاد او ، از آن حضرت استفاده كرده و به عظمت و علو مقام علمى او اذعان و اعتراف نمودهاند ، به نظر آن دانشمندان نيامده يا بعمد از نظر دور ساختهاند و اين حديث را ( بر فرض صحت سند و اغماض از ضعف تعليل منع سب بوجود عالمى در قريش بويژه اين كه وجود خود پيغمبر ( ص ) و بزرگانى در قريش مانند حمزه و عباس و على ( ع ) و حتى ابو بكر و عمر و عثمان براى اناطهء منع سب اظهر و اولى است بر آن حضرت كه به همه معنى اقدم و اسبق بوده منطبق نخواسته يا نساختهاند .