ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٢ - ١٠ - هشام ( ابن عبد الملك ) ١ - بي اطّلاعي هشام از احكام دين ٢ - مجازاتهاي غير ديني ٣ - گرفتن ١٧١ جزيه ١٨٧ از مسلمين ٤ - كشتار فجيع عامل خليفه در خراسان ٥ - كشتن هشام غيلان جبرى مذهبرا
< فهرس الموضوعات > ١١ - وليد ( ابن يزيد ) ١ - انكار وليد ضروريّات دينرا ٢ - معاشقه وليد با زن شوهردار < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٣ - فرستادن وليد كنيزك مست و جنبرا به مسجد تا به جاي او امامت كند ٤ - قضيه ننگين و كفرآميز او با اشعب < / فهرس الموضوعات > - ١٠ - وليد بن يزيد ١٢٥ - ١٢٦ در ماه ربيع الآخر از سال يك صد و بيست و پنج كه هشام مرده بر حسب وصيت برادرش يزيد ، پسر يزيد ، وليد ، زمام دار و فرمانروا كشته و بر مسند سلطنت ، يا چنان كه برادران سنّى ما مىگويند « خلافت » ، نشسته است و بر مسلمانان جهان حكومت كرده است .
اين وليد يا خليفه ! همان است كه جلال الدّين سيوطى ، و ديگر علماء هم ، در باره اش اين عبارت را گفته است ( تاريخ الخلفاء - صفحه ٢٥٠ - ) :
« . . و كان فاسقا شرّيبا للخمر منتهكا حرمات الله ، اراد الحجّ ليشرب فوق ظهر الكعبة فمقته الناس لفسقه و خرجوا عليه فقتل فى جمادى الآخرة سنة ستّ و عشرين » ( يعنى بعد المائة ) هنگامى كه در محاصرهء مردم بوده و در خطاب به مردم اين مضمون را گفته « آيا من بر عطاهاى شما نيفزودهام ؟ آيا همه گونه مساعدت مالى به شما نكردهام ؟ » مردم وى را چنين پاسخ گفتهاند :
« ما ننقم عليك فى أنفسنا لكن لنقم عليك انتهاك ما حرّم الله و شرب الخمر و نكاح امّهات اولاد ابيك ! و استخفافك بامر الله » .
باز سيوطى نوشته است :
« هنگامى كه وليد را كشته و سر او را به نيزه زده و نزد پسر عمش ، يزيد بن وليد بن عبد الملك ( يزيد مشهور به ناقص ) بردهاند سليمان بن يزيد ( برادر وليد مقتول ) بر سر نظر افكنده و چنين گفته است :