ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٥٤ - ٣ - بيبرس در مصر شغل قضا را محصور بر قضاة چهار مذهب مشهور ساخته و از آن زمان اركان چهارگانه خانه كعبه هم به اين چهار مذهب اختصاص يافته است
و مذهب حنبلى را در عداد مذاهب حديثى آورده است و ابن فرحون در « ديباج خامس » آن را از مذاهب معمول قرن هشتم كه خود در آن زمان مىزيسته بشمار گرفته است .
مذهب ظاهرى از قرن هشتم به بعد رو به اندراس گذاشته و از ميان رفته پس جز چهار مذهب معروف و چند مذهب ديگر كه به طوايفى از اهل اسلام اختصاص يافته و جمهور اهل اسلام آنها را از مذاهب اهل سنّت بشمار نمىگيرند مذهبى باقى نمانده است و از اين رو ما نيز از اين مذاهب يادى به ميان نياورديم .
ابن خلدون گفته است [١] :
« مذهب ظاهرى » به اندراس امامان و پيشوايانش و هم به انكار جمهور پيروانش مندرس و نابود گشته و جز در كتب بر جاى نمانده است و بسا كه پيروان آن به همان كتب قناعت و اكتفاء داشته ، و فقه خود را از آن كتب استفاده كرده و فناوى را در آنها ديده و بدست آوردهاند از اين رو فائده نبرده و مورد انكار عامّه قرار گرفتهاند پس از همهء آن مذاهب جز مذهب « اهل رأى » از عراق [٢] و مذهب « اهل حديث » از حجاز [٣] مذهبى ديگر باقى نمانده و بر جاى نپاييده است » .
[١] نويسندهء اوراق « ادوار فقه » گويد : در طى مباحث اين اوراق كه بخواست و عنايت خداى تعالى شانه ، سوابق ممتد و روشن و با وسعت و مقرون بتحقيق و دقت « فقه مذهب شيعه » و اصالت آن دانسته خواهد شد عناد و عصبيت يا بى اطلاعى و جهالت ابن خلدون و همفكران او كه فقه اصيل و وسيع و دقيق شيعه را ناديده انگاشته و حتى نخواستهاند آن را در عداد « فقه ظاهرى » بشمار گيرند و نامش را ياد كنند به خوبى روشن و آشكار مىگردد . در صورتى كه اين فقه از زمان صحابه و از زبان اعلم ايشان على ( ع ) بوده و گرفته شده و بى انقطاع و با هزارها تأليفات گرانپايه و پر مايه در فقه و متعلقات آن از اصول و حديث و درايه و رجال و تفسير و غير اينها موجود بوده و هست .
[٢] مذهب حنفى و تا حدى مذهب شافعى .
[٣] مذهب مالك و به اعتبارى مذهب حنبلى .