ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٧٧ - ٢٠ - پايان قضيه ١٧١ محنت ١٨٧
< فهرس الموضوعات > ٧ - مذهب ظاهري < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٨ - تبديل اصطلاح « قياس » به « دليل » < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٩ - تفصيل داود در مسئله خلق قرآن < / فهرس الموضوعات > حكايتى به اسناد از ابو زرعه آورده كه قسمت آخر آن بدين مضمونست :
« . . ابو زرعه گفته است :
« داود از نيشابور ببغداد آمد چند تن از مشيخه و علماء نيشابور ، كه از آن جمله بوده است محمد بن يحيى از عقايد و آراء محدثه او به من نوشتند من به واسطهء ترس از عواقب آن ، آنها را كتمان كردم و چيزى در آن باره به كسى نگفتم .
« داود هنگام ورود ببغداد به مناسبت دوستى كه با صالح پسر احمد حنبل داشت از او خواست كه لطفى كند و از پدرش اذن ملاقات بخواهد .
« صالح : پدر را گفت : مردى از من خواستار ديدار تو شده . پرسيد : نامش چيست ؟ گفت : داود . پرسيد : اهل كجا است ؟ گفت : اهل اصفهان . پرسيد :
كارش چيست ؟ صالح كه نمىخواست او را به پدرش كاملا بشناساند سخن را از اين و آن سو مىكرد و پدرش فحص خود را ادامه مىداد تا متوجه شد كه مراد پسرش ، داود است . پس گفت : محمد بن يحيى نيشابورى در بارهء او به من نوشته كه مىگويد « قرآن ، محدث است » پس نبايد به من نزديك شود . صالح گفته است : داود اين نسبت را كه به او داده از خود نفى و آن را انكار مىكند . احمد گفت : محمّد بن يحيى از او راست گوتر است ! او را اذن مده كه به نزد من بيايد » باز بنقل او داود در ماه رمضان از سال دويست و هفتاد ( ٢٧٠ ) وفات يافته و او نخستين كسى است كه انتحال « ظاهر » را اظهار و قياس در احكام را قولا نفى كرده و عملا به آن مضطر شده و نام « دليل » بر آن نهاده است .
باز ، به اسناد ، آورده كه داود را از قرآن پرسيدهاند چنين پاسخ داده است :
« امّا آن چه در « لوح محفوظ است » غير مخلوق و آن چه ميان مردم است مخلوق مىباشد و ، به اسناد ديگر ، گفته است : قرآنى كه خدا در شأن آن فرموده است :
* ( « لا يَمَسُّه إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » ) * و هم گفته است : * ( « فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ » ) * غير مخلوق و آن چه در ميان ما است و حائض و جنب آن را مسّ مىكنند مخلوق است . .
« داود بن على بن خلف ، ابو سليمان فقيه معروف به اصفهانى در ذى القعده از