ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٣٠ - ١٣ - بهنگام فتنه ، ملجأ مردم قرآن است
چنان كه از پيش گفته شد در كتب رجال ، عنوان « حارث اعور » بر چند كس اطلاق شده است كه از همه معروفتر پسر عبد الله و حارث پسر قيس است كه هر دو همدانى و هر دو از اصحاب على ( ع ) و هر دو فقيه بودهاند و هر دو از على ( ع ) روايت كردهاند .
نخست ، بنقل از مروج الذهب مسعودى ، در زمان عبد الملك مروان وفات يافته و روايت كرده كه بر على ( ع ) وارد شده و على ( ع ) به او گفته است :
« الا ترى إلى النّاس قد اقبلوا على هذه الأحاديث و تركوا كتاب الله ؟
پس او با شگفتى گفته است : آيا مردم چنين كردهاند ؟
على ( ع ) گفته است : آرى .
آنگاه على ( ع ) گفته است : هان بدان كه از پيغمبر ( ص ) چنين شنيدم :
« ستكون فتنة » پس گفتم : يا رسول الله در آن هنگام چه چيز از فتنه نگه مىدارد و بيرون مىآورد .
پيغمبر ( ص ) گفت :
« كتاب الله فيه نبأ ما كان قبلكم . . » و در آخر على ( ع ) به حارث گفت :
« خذها إليك يا اعور » .
و شايد همين حارث بوده كه ، بنقل از كشّى ، شعبى از او روايتى از على ( ع ) به اين عبارت :
« . . اما انّه لا يموت عبد يحبّنى فتخرج نفسه حتّى يرانى حيث يحبّ و لا يموت عبد يبغضنى فتخرج نفسه حتّى يرانى حيث يكره » نقل كرده و پس از آن بوى ، از باب تعصّب و عناد ، گفته است :
« اما انّ حبّه لا ينفعك و بغضه لا يضرّك » .
و همين حارث است كه ابيات مشهور منسوب به على ( ع ) :
< شعر > يا حار همدان من يمت يرنى من مؤمن او منافق قبلا < / شعر >