ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٥١ - ١٨ - هنرمندي شافعي در ١٧١ رمايه ١٨٧
< فهرس الموضوعات > ١٩ - بدبين بودن شافعي بعلم كلام و بدگويي از آن < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٢٠ - زني عجيب الخلقه در زمان شافعي < / فهرس الموضوعات > شافعى نسبت بعلم « كلام » بدبين بوده و بد مىگفته است . از كلمات او در اين زمينه است ، به اسناد ابو نعيم :
« لو علم النّاس ما فى الكلام و الأهواء لفرّوا منه كما يفرّون من الأسد » و باز در اين زمينه است :
« ما ارتدى احد بالكلام فافلح » و هم در اين باره است :
« لان يبتلى المرء بكلّ ما نهى الله عنه ما عدا الشّرك به خير من النّظر فى الكلام . . » كسى شافعى را از مطلبى كلامى پرسيده خشمگين شده و گفته است : « سل هذا حفصا الفرد و اصحابه اخزاهم الله » اين حكايت را هم ابو نعيم از شافعى ، به اسناد ، آورده كه گفته است :
هنگامى كه در پى كسب دانش و طالب علم بودم به يمن در آمدم شنيدم در آنجا زنى است كه از كمر به پايين ، بدن يك زن است و به بالا دو بدن جدا كه هر يك را دو دست و دو صورت و دو سر است و من خود آن را ديدم كه آن دو با هم زد و خورد مىكردند و باز آشتى مىنمودند و هر دو مىخوردند و مىآشاميدند .
« چندى بعد از آن شهر رفتم و شايد دو سال گذشت كه دوباره بدانجا برگشتم از آن زن جويا شدم گفتند : يكى از آن دو ، مرد پرسيدم چگونه ؟ پاسخ دادند : چون يكى مرد پايين آن را با ريسمانى محكم بستند و رها كردند تا از آن محل پوسيد و فاسد شد پس آن را جدا كردند و به خاك سپردند .
« من به ياد دارم كه بدن آن ديگر را كه زنده مانده بود مىديدم به بازار رفت و آمد مىكرد » .
جمله منسوب به پيغمبر ( ص ) : « العلم علمان : علم الابدان و علم الابدان » را هم ابو نعيم به اسناد نسبت به شافعى داده كه گفته است .
و از سخنان وى آورده كه گفته است :
« من استغضب فلم يغضب فهو حمار و من غضب فاسترضى