ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٧٤ - ١٠ - هشام ( ابن عبد الملك ) ١ - بي اطّلاعي هشام از احكام دين ٢ - مجازاتهاي غير ديني ٣ - گرفتن ١٧١ جزيه ١٨٧ از مسلمين ٤ - كشتار فجيع عامل خليفه در خراسان ٥ - كشتن هشام غيلان جبرى مذهبرا
- ٩ - هشام بن عبد الملك ١٠٥ - ١٢٥ در ماه شعبان از سال يك صد و پنج ( ١٠٥ ) كه يزيد بن عبد الملك در گذشته برادرش ، هشام ، به حكومت و سلطنت رسيده است .
هشام نيز مانند ديگر اميران و فرمانروايان اموى به امور دين بى علاقه مىبوده و از اين رو در بارهء آنها اطلاعاتى كامل نمىداشته و در زمان او عمّالش در همه جا ، كم و بيش ، به ستمكارى مىپرداخته و اعمال ناشايسته و مستبدّانه را ، كه به گمان فاسد خود نگهبان سلطنت و حكومت جابرانه مىدانسته ، روا مىداشته و به كار مىبستهاند . كشتن زيد بن على بن حسين را نمونهاى از آن اوضاع فاسد بايد بشمار آورد .
در اينجا چند نمونه كه دلالت بر بى اطلاعى او و پسر و عمّالش از امور دين و عدم آگاهى آنان بشئون فقه دارد آورده مىشود :
طبرى ، ذيل حوادث سال يك صد و شش ( ١٠٦ ) ( جزء پنجم - صفحه ٣٨٤ - ) ، به اسناد خود ، و هم بنقل از واقدى اين مضمون را آورده است :
« در اين سال هشام بن عبد الملك مراسم حجّ را خودش با مردم برگزار كرد .
واقدى از ابو زياد از پدرش خبر داده كه گفته است :
« هشام پيش از اين كه به مدينه وارد گردد به من نوشت كه مناسك و سنن حجّ را برايش بنويسم من هم نوشتم . . و در موكب او مىبودم كه سعيد بن عبد الله بن وليد بن عثمان او را ديدار كرد پس از مركوب خود به زير آمد و سلام داد و در كنار هشام پياده