ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٣٦ - ١٤ - شمايل مالك
« چرا از صالح مولى توأمه و عمر مولى عفره و حزام بن عثمان حديث نمىنويسى ؟
پاسخ داده است :
« من در اين مسجد هفتاد « تابعى » را ادراك كردم و علم فرا نگرفتم مگر از « ثقات مأمونين » ابن نديم در بارهء مالك اين مضمون را آورده است :
« مالك بن انس بن ابى عامر از حمير است . . و سه سال در شكم مادر بوده است ! مردى سخت سفيد مائل به سرخى و بلند بالا و بزرگ سر و اصلع بوده لباسهاى عدنى خوب مىپوشيده « و يكثر حلق شاربه و لا يغيّر شيبه » شارب را زياد مىتراشيده و محاسن را رنگ نمىكرده و به مسجد براى نماز حاضر مىشده و بيماران را عيادت مىكرده و در قضاء حوائج مىكوشيده ناگهان رفتن به مسجد را ترك كرده و در خانه نماز مىگزارده و تشييع جنائز را نيز ترك كرده و مردم او را بر اين كار معاتب ساختهاند و او به ايشان مىگفته است « ليس يقدر كلّ احد ان يقول عذره » همه كس نمىتواند عذر خود را باز گويد .
« از مالك نزد والى مدينه جعفر بن سليمان سعايت شده كه او بيعت مردم را به شما درست نمىداند پس والى او را خواسته و برهنه ساخته و تازيانه زده و او را چنان كشيدهاند كه شانه اش در رفته است . . » « . . مالك به سال يك صد و هفتاد و نه ( ١٧٩ ) به سن هشتاد و پنج ( ٨٥ ) سال وفات يافته و در بقيع دفن شده است و از تأليفات او است كتاب « الموطَّأ » و كتاب « رسالته إلى الرشيد » . . » كتاب « الموطَّأ » كه برخى آن را اوّل تأليف در حديث پنداشتهاند و در محل خود فساد اين پندار دانسته شده بامر ابو جعفر منصور دوانيقى دومين خليفهء عباسى نوشته شده و در تسميهء كتاب به اين نام هم شايد عبارت دستور و امر منصور تأثير و مدخليت داشته است .
ابن خلدون در مقدمهء تاريخ خود ( صفحه ١٤ ) اين عبارت را آورده است :