ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٨٠٢ - ٢٠ - طبقات أصحاب مذاهب ياد شده أصحاب أبو حنيفه ( ٧ طبقه ) ١ - از طبقه يكم قاضي أبو يوسف ، شيباني و زُفَر
اين مبلغ را براى من فرستاده و بدان خرسند شده است ؟ من و اعمام من كه اين وضع را ديديم بالتماس از او خواستيم كه آن را به پذيرد و رد نكند . پس اصرار ما اثر كرد و او پذيرفت و هزار دينار از آنها را هم به من داد » باز هم خطيب ، به اسناد از ابو عبد الله يوسفى اين مضمون را آورده است :
« امّ جعفر [١] به ابو يوسف نوشت كه در فلان موضوع راى تو چيست ؟ احبّ اشياء براى من اينست كه حق در آن چنين باشد . پس ابو يوسف چنان افتاء داد كه امّ جعفر مىخواست و دوست داشت پس امّ جعفر حقّهاى سيمين كه در آن حقه هايى طبقه طبقه از سيم به كار گذاشته شده و هر يك به نوعى از عطر پر شده و هم جامى پر از دراهم كه در وسط آن جامى پر از دينار بود براى او فرستاد يكى از حاضران مجلس ، ابو يوسف را گفت : پيغمبر ( ص ) گفته است : « من أهديت له هديّة فجلساؤه شركاؤه فيها » ابو يوسف گفت : آن در زمانى بود كه مردم خرما و شير هديّه مىدادهاند . و در موردى ديگر بر اين جمله چنين افزوده است « نه در اين زمان كه هدايا از اين قبيل است كه مىگويد » و آنگاه غلام خود را فرموده است : هدايا را به خزائن ببر ! » و از سخنان ابو يوسف ، آورده است :
١ - « رؤس النّعم ثلاثة : فاوّلها نعمة الإسلام الَّتى لا تتمّ نعمة الَّا بها ، و الثّانية نعمة العافية الَّتى لا تطيب الحياة الَّا بها ، و الثّالثة نعمة الغنى الَّتى لا يتمّ العيش الَّا بها » ٢ - « العلم شىء لا يعطيك بعضه حتّى تعطيه كلَّك . و أنت اذا اعطيته كلَّك من اعطائه البعض على غرر » « من نظر فى الرّأي و لم يل القضاء فقد خسر الدّنيا و الآخرة ! ذلك هو الخسران المبين » ابن خلَّكان هم در وفيات الاعيان در ترجمهء ابو يوسف بسيارى از آن چه را از خطيب نقل شد آورده و مطالبى ديگر هم ياد كرده است از جمله از احمد بن يحيى معروف به ثعلب صاحب كتاب « الفصيح » اين مضمون را آورده است :
[١] زبيده دختر جعفر ، زن هارون رشيد