ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٨٠٧ - ٢٠ - طبقات أصحاب مذاهب ياد شده أصحاب أبو حنيفه ( ٧ طبقه ) ١ - از طبقه يكم قاضي أبو يوسف ، شيباني و زُفَر
« ابن نديم قريب هفتاد كتاب براى محمد بن حسن شيبانى از قبيل كتاب الصّلاة كتاب الزّكاة ، كتاب المناسك ، و ديگر كتب فقهى از اين گونه نام برده و « كتاب - الحيل » و « كتاب اجتهاد الرأي » و « كتاب الاستحسان » و « كتاب اصول الفقه » و « كتاب الرّد على اهل المدينة » هم در جمله كتابهايى است كه ابن نديم آنها را از تأليفات شيبانى ياد كرده است .
خطيب هم در ترجمهء شيبانى مطالبى آورده ( جلد دوم - صفحه ١٧٢ - ١٨٢ ) كه مضمون برخى از آنها ياد مىگردد :
« ابو عبيد گفته است با محمد بن حسن شيبانى نشسته بوديم كه هارون رشيد در آمد پس حاضران همه احترام خليفه را به پا خاستند جز محمد بن حسن كه نشسته بود و بر نخاست . هارون به جايگاه خود رفت و پس از اندك مدّتى محمد بن حسن به حضور خواسته شد اصحاب وى نگران شدند و بيمناك بودند تا برگشت و دل خوش و شادمان بود و چنين گفت : هارون به من گفت : چرا تو مانند ديگر مردم قيام نكردى ؟ گفتم :
خوش نداشتم از آن كه مرا در آن قرار دادهاى بيرون روم : تو مرا اهل علم دانسته و در اين طبقهام مقرّر داشتهاى نخواستم خود را در طبقه خادمان قرار دهم و همانا پسر عمّت صلَّى الله عليه و سلَّم گفته است :
« من احبّ ان يتمثّل له الرّجال قياما فليتبوّأ مقعده من النّار » و همانا مراد وى از اين گفته ، علماء بوده پس كسى كه به حق خدمت قيام و ملك را اعزاز كند كارى براى هيبت و وحشت دشمن انجام داده و كسى كه سنّتى را كه از شما گرفته به كار بندد و از سنّت پيروى نمايد زينت و اعتبار شما خواهد بود . هارون گفت راست گفتى . . » همو ، به اسناد ، نقل كرده كه شيبانى در سن بيست سالگى در مسجد كوفه مجلس درس داشته و تدريس مىكرده است و به اسناد از مجاشع بن يوسف آورده كه اين مضمون را گفته است :
« من در مدينه نزد مالك بن انس بودم و او مردم را فتوى مىداد كه محمّد بن