ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٢١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
و دانست كه پيغمبر ( ص ) وفات يافته و ابو بكر به خلافت رسيده گفت : پس دو ضعيف :
على و عباس كجايند ؟ . .
« پس از آن گفت : غبارى را مىنگرم كه جز خون آن را فرو نمىنشاند . .
« پس عمر به ابو بكر گفت :
« ابو سفيان به مدينه در آمده و شرّى به راه خواهد انداخت . پيغمبر وى را بر اسلام تأليف مىكرد تو اكنون آن چه را از صدقات ( زكوات ) در بيرون مدينه جبايت و جمع كرده است به او واگذار . ابو بكر چنان كرد پس ابو سفيان خرسند شد و بيعت نمود » معاويه ، به استثناى اين دو سه سال اخير از حيات پيغمبر ( ص ) ، در تمام دورهء دعوت ، بر شرك خود پايدار بوده و به همراهى پدر و مادر در راه آزار پيغمبر و ياران او و نابودى دين و ايمان كوششى فراوان و دشمنى و مبارزه نمايان مىداشته است زيرا از طرفى چون از دودمان « اميّه » بوده و پيغمبر ( ص ) از سلالهء « هاشم » و دشمنى و تعصّب ميان اين دو خاندان ريشه داشته و از طرفى ديگر به خداشناسى و بت پرستى خو گرفته و بالاتر از همه نخوت و كبر و بلند پروازى و رياست جويى كه با خون وى آميخته و با شيرش سرشته بوده نمىگذاشته است كه در برابر حق و حقيقت فروتن باشد و فرمانبردار گردد و خدا و پيامبر او را اطاعت كند پس تا هنگامى كه از او ساخته مىشده و توانايى مىداشته از دشمنى دم مىزده و راه مخالف مىسپرده است .
سوابق نكوهيدهء معاويه اگر بر مردم كشورهاى تازه مسلمان و بر ملل بىسابقه مانند اهل شام ، كه از شرق رسالت و مركز خلافت به دور بوده و يا بر كسانى كه بعد از هجرت و رحلت متولَّد گرديده و به واسطهء كمى سنّ ، اوائل ايام طلوع دين و سوابق اوضاع اسلام و احوال مسلمين را ادراك نكرده و از دوست و دشمن سابق اطلاع نداشتهاند روشن نبوده بر مردم مكه و مدينه ، بويژه باقى ماندگان از صحابه ، كه زمام داران علم دين و نخستين گروندگان و پذيرندگان خجسته آيين مىبودهاند بسيار روشن و آشكار مىبوده است .