ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٠٣ - ٨ - آيت بودن أبو حنيفه
« از مالك بن انس پرسيده شد كه ابو حنيفه را ديدهاى ؟ مالك گفت : آرى ، مردى را ديدم كه اگر با تو بخواهد در بارهء اين ستون سخن گويد و ثابت كند كه از زر است از عهده بر مىآيد و حجّت بر آن اقامه مىكند » .
و گفتهء عبد الله بن مبارك است كه :
« من عابدترين و پارساترين و داناترين و فقهيترين مردم را ديدهام امّا اعبد ايشان عبد العزيز بن رواد و اورع آنان فضيل بن عياض ، و اعلم ، سفيان ثورى و افقه مردم ، ابو حنيفه است » .
و هم گفتهء شافعى است « النّاس عيال على ابى حنيفة فى الفقه » و از قبيل قسم دوم است آن چه از عبد الله مبارك به اين مضمون آورده است :
« هر گاه « اثر » شناخته باشد و نظر و رأى در آن ، مورد نياز باشد پس رأى از آن مالك و سفيان و ابو حنيفه است و ابو حنيفه احسن و ادقّ ايشان است در فطانت و عميقتر است در فقاهت پس افقه اين سه ، ابو حنيفه است » و آن چه از ابن داود آورده كه گفته است :
« اذا اردت الآثار - او قال : الحديث ، و احسبه قال : و الورع - فسفيان و اذا اردت تلك الدّقائق فأبو حنيفة » و از خود ابو حنيفه آورده كه يحيى بن ربان گفته است : « يا اهل البصرة أنتم اورع منّا و نحن افقه منكم » نضر بن محمّد گفته است :
« قتاده به كوفه وارد شد و به خانه ابو برده فرود آمد روزى از خانه بيرون شد گروهى زياد دورش را گرفته بودند . گفت :
سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست امروز هيچ كس از من چيزى نخواهد پرسيد مگر اين كه پاسخ او را بگويم . پس ابو حنيفه به پا خاست و گفت : يا ابا الخطَّاب چه مىگويى در بارهء مردى كه سالها از زن خود غائب شده و زن گمان برده كه شوهرش مرده پس شوهرى ديگر گرفته در اين ميان شوهر اول برگشته در بارهء مهر آن زن