ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٨٤٢ - ٣ - از طبقه سيّم محمّد بن سحنون ، محمّد بن عبدوس و ٤ - از طبقه چهارم قطّان ، ممسى ، ابن لبّاد و مالك صغير و ٥ - از طبقه پنجم قاضي أبو عمرو ، أبو اسحق أزدي و
٢ - عيسى بن دينار طليطلى [١] كه نزد ابن قاسم فقه فرا گرفته و ميان فقه و زهد جامع بوده به طورى كه چهل سال نماز صبح را با وضوء نماز عشاء خوانده و هنگامى كه از نزد استادش ابن قاسم ، مراجعت مىكرده استاد چند فرسخ او را مشايعت كرد و چون بر اين كار معاتب شده گفته است : « مرا بر اين كار ملامت مىكنند كه مردى را مشايعت كردهام كه كسى افقه از او نيست » ابو اسحاق چندين شخص ديگر را با اشاره باختلاف درجاتى و نقل و انتقال طبقاتى ياد كرده كه آخر ايشان ابو اسحاق اسماعيل بن اسحاق بن . . بن درهم ازدى قاضى بوده كه در بصره نزد احمد بن معذل فقه آموخته و به او افتخار مىكرده و بعد از او فقه به طبقه اصحاب او انتقال يافته است .
از طبقهء اصحاب اسماعيل هم چند كس را نام برده كه از همه مهمتر پسر عمّش ابو عمر محمد بن يوسف را شمرده كه ابو عمر نخست صاحب اسماعيل بوده و بعد از او شغل قضا را متصدى شده و پس از ابو عمر پسر وى ابو الحسن اين شغل را به عهده گرفته است . ابو عمر بسيار مهمّ شده به طورى كه مىگفتهاند : اسماعيل به حاجبش و ابو الحسن به پدرش و ابو عمر به شخص خودش قائم است . در حقيقت ابو عمر مرجع شخصيت همه بوده است و تا امروز هم در بغداد چون مردم شخصى محتشم و داراى ابّهت و جمال و هيبت و وقار را ببينند مىگويند : « كأنّه ابو عمر القاضي » ابو يعقوب اسحاق بن احمد رازى و ابو الفرج عمرو بن محمد ليثى صاحب كتاب « الحاوى » و چند شخص ديگر را نيز در عداد اصحاب اسماعيل نام برده است .
از آن پس انتقال فقه را به طبقه ديگر از اصحاب مالك ياد كرده و از اين طبقه هم اشخاصى را نام برده كه از آن جمله است :
[١] « بضم الطاء و فتح اللام و سكون الياء المثناة من تحتها و كسر الطاء الاخرى و فى آخرها لام . هذه النسبة إلى طليطلة و هى مدينة بالأندلس خرج منها جماعة من العلماء منهم احمد بن الوليد بن قاضى طليطلة يروى عن عيسى بن دينار و يحيى بن يحيى و سحنون و توفى بالأندلس » ( اللباب )