ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٣١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
بر عمرو هم اطاعت و فرمانبرى باشد . عمرو گفت : و هم بنويس كه اطاعت و فرمانبردارى چيزى را از شرط كم نمىكند . معاويه گفت : نبايد اين نوشته را كسى ببيند . عمرو گفت :
بايد بنويسى . پس معاويه ناگزير آن چه را عمرو خواست نوشت و به دو داد . به خدا سوگند چاره و گزيرى جز نوشتن آن نداشت ! » معاويه و عمرو عاص با هم بسيار سنخيّت مىداشته ، و از يك خميره و سرشت بودهاند و به گفته پيغمبر اكرم ( ص ) اين دو تن چنان بودهاند كه هيچ گاه براى كارى خير با هم فراهم نمىآمدهاند .
فقيه مالكى ، ابن عبد ربه ، در كتاب « العقد الفريد » ( جزء پنجم صفحه ١٠٢ ) اين مضمون را آورده است .
« گفتهاند : چون عمرو عاص بر معاويه در آمد و معاويه مصر را « طعمهء » او قرار داد [١] و عمرو براى ساختن كار على ، همراهى و همكارى معاويه را به پا خاست به معاويه گفت :
« در اينجا مردى است به نام و شريف كه اگر در اين كار همراه گردد و مساعدت ما را قيام كند به خدا سوگند به وسيلهء وى دلهاى مردم را به خود مىكشانى و آن مرد ، عبادة بن صامت است .
« معاويه كس به دو فرستاد و او را بخواست . چون عباده بر معاويه در آمد ميان معاويه و عمرو عاص كه پهلوى هم نشسته بودند فاصله انداخت و خود در آن ميان نشست .
« معاويه به حمد خدا و سپاس او پرداخت آنگاه از فضل و سابقهء عباده سخن راند
[١] يعنى بموجب نوشته و شرط . ابن اثير ( در جزء سيم صفحه ٢٦٢ ) از الكامل نوشته است « و قال عمرو بن العاص لمعاوية : ألست أنصح الناس لك ؟ قال : بذلك نلت ما نلت ! » طبرى هم در جزء چهارم صفحه ٢٤٧ به اسناد از على بن عبيد اللَّه عين عبارت را آورده است .