ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٥٢ - ٥ - عبد الملك ( ابن مروان ) ١ - خراب كردن حجّاج كعبه را به أمر عبد الملك و نشان بردگي نهادن او بر صحابه در مدينه ٢ - وصاياي عبد الملك بفرزندش ، وليد ٣ - نخستين كسي كه از ١٧١ امر به معروف ١٨٧ نهي كرده عبد الملك است همو گفته است هر كس او را به تقواي خدا بخواند گردنشرا مىزند
« مسيحيان نپذيرفتند و عهدنامهء خالد بن وليد را آوردند و پس از آن چنين گفتند :
ما در كتابهاى خود ديدهايم كه هر كس اين كليسا را ويران كند به مرض خناق گرفتار مىشود .
« وليد گفت : اكنون من نخستين كسى خواهم بود كه براى ويران كردن آن دست بلند كند پس در حالى كه قبايى زرد پوشيده برخاست و به خراب كردن آن پرداخت مردم هم چون اين را از وليد ديدند او را پيروى كردند و به ويران ساختن كليسا مشغول شدند .
« پس به آن اندازه كه مىخواست از كليسا بر مسجد افزود و در بناء آن بدان اندازه كه برايش ممكن بود مردم را جمع كرد و محفل آراست و خرج اموال در اين راه بر وى آسان بود .
« غيث بن على ارمنازى در كتاب دمشق ، بنا به آن چه جمال الدين اكرم ، ابو الحسن على بن يوسف شيبانى ، ادام الله أيّامه ، به من گفت ، آورده است كه :
« وليد دستور داده است تا در گود كردن و پايين بردن زمين براى پايه گذارى ديوارهاى مسجد استقصاء به عمل آيد و تا آنجا كه امكان داشته باشد پايين بروند . كارگران هم اطاعت امر او را در كندن و گود كردن كوشا بودند تصادف را كنار جايى كه گود مىكردند به ديوارى برخوردند وليد را آگاه ساختند و سختى و استوار بودن ريشهء ديوار را بوى گفتند و از او اجازت خواستند كه ميان مسجد را بر آن ديوار به پا دارند و آن را كه محكم است پايهء كار خود قرار دهند .
« وليد گفت : مرا به محكم بودن اين ديوار ، يقين و اطمينان ، چنان كه بايد ، نيست و مىخواهم محكم بودن بنياد كار را ترديد و تزلزل در كار نباشد و پايه گذارى را شك و گمان همراه نگردد پس تحصيل يقين را زمين متقابل ديوار را بشكافيد و ژرفاى آن را تا آب برسانيد آنگاه اگر ديوار را ريشه دار و محكم يافتيد و پسنديديد بنا را بر آن استوار داريد و گر نه خود ديوارى از نو بسازيد .