ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٥٢ - ٣ - بيبرس در مصر شغل قضا را محصور بر قضاة چهار مذهب مشهور ساخته و از آن زمان اركان چهارگانه خانه كعبه هم به اين چهار مذهب اختصاص يافته است
نظرى تاريخى در بارهء حدوث مذاهب فقهى و چگونگى نشر آنها [١] منظور ما ، از « مذاهب » چهار مذهب : حنفىّ ، مالكى ، شافعى و حنبلى است كه تا امروز ميان جمهور اهل اسلام پيرو دارد و به آنها عمل مىشود و اين مذاهب است كه تا كنون باقى مانده و بر ديگر مذاهب اهل سنّت ، از قبيل مذهب سفيان ثورى در كوفه ، و حسن بصرى در بصره ، و اوزاعى در شام و اندلس ، و ديگر بلاد ، و ابن جرير طبرى و ابو ثور در بغداد ، و داود ظاهرى در بسيارى از بلاد ، و جز اين مذاهب ، از مذاهب فقيهان در ممالك و امصار ، غلبه يافته و آنها را از ميان برده است .
پيش از پيدا شدن اين مذاهب فقهى در عصر صحابه ، چنان معمول بوده كه صاحبان فتوى را « قرّاء » مىگفتهاند [٢] و قارئان بودهاند كه حملهء كتاب خدا و عارفان به دلالات آن و عالمان به احكام ، كه مداليل آنها است ، مىبودهاند .
[١] چون در آن چه پيش از اين ترجمه گفته شده ، و هم در آن چه بعد گفته خواهد شد ، سير و تحول فقه و چگونگى قبض و بسط و نشر و لف آن ، در طى بيان حال فقيهان و طبقات ايشان تلويحا و تصريحا در اين اوراق آورده شده اگر در موردى نظرى باشد بر خوانندهء دقيق پوشيده نخواهد ماند .
[٢] كلمهء « قراء » كه در عصر صحابه بر « فقيهان » و « مفتيان » اطلاق مىشده تا اواخر قرن دوم هم گاهى اين اطلاق به نظر مىرسد . ابو نعيم در ترجمهء حسن بصرى آورده است كه حسن از نزد امير ، ابن هبيره بيرون آمده بوده است « فاذا هو بالقراء على الباب . فقال : ما يجلسكم هاهنا ؟ تريدون الدخول على هؤلاء الخبثاء ؟ اما و اللَّه ما مجالستهم بمجالسة الابرار فضحتم القراء فضحكم اللَّه » همو در ترجمهء داود بن ابى هند ( جلد سيم - صفحهء ٩٢ - ) از ابن عيينه آورده كه گفته است : « رأيت داود بن ابى هند بواسط و انه كشاب يقال له : « داود القارى » و لقد كان يفتى فى زمن الحسن »