ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٢٠ - ١٠ - اجماع يا ١٧١ اجتماع امّت ١٨٧ بعقيده عطاء بر اسناد مقدّم
خواهد ديد ؟ پيغمبر ( ص ) پاسخ داد : آرى .
باز هم به اسناد از عطاء از عبد الله بن عمرو ( پسر عمرو عاص ) آورده كه گفته است :
« پيغمبر به من گفت : اى عبد الله بن عمرو آيا روزها را روزه دارى و شبها را بيدار هستى ؟ گفتم : آرى . گفت :
« هر گاه چنين كنى چشمهايت به گودى مىافتد و جانت برنج و ناخوشى . همانا چشمت را بر تو حقّى است و تنت را بر تو حقّى و اهلت را بر تو حقّى پس شبرا بيدار باش و هم بخواب ، و روزه بگير و هم افطار كن . سه روز از هر ماه را روزه بگير كه اينست روزهء دهر .
« گفتم : مرا نيرو زياده از اينست . گفت : لا صام من صام الأبد . پس اگر گزيرى نيست مانند داود پيغمبر كه يك روز روزه مىداشت و يك روز افطار مىكرد و به هنگام تلاقى جنگ آوران در جنگ نمىگريخت عمل كن » عطاء به گفتهء ابو نعيم « اجماع » را بر « أسناد » مقدم مىداشته . ابو نعيم به اسناد از اسماعيل كوفى نقل كرده كه اين مضمون را گفته است :
از عطاء چيزى را پرسيدم : پاسخم داد . گفتم : اين را از كه مىگويى ( روايت مىكنى ) ؟ گفت : ما اجتمعت عليه الأمّة اقوى من الأسناد [١] »
[١] به نظر مىرسد كه اگر چنين اجتماعى وجود پيدا كند نظر عطاء به شرائط زير بر خطا ، بلكه خالى از قوت ، نباشد : ( ١ ) حفظ لحاظ « طريقيت » در آن ، نه بعنوان « موضوعيت » ( چنان كه ظاهرا نظر عطاء موضوعيت آنست ) . ( ٢ ) قطع به اين كه مؤدى و مدلول اين اجتماع ، به حكمى مخالف آن مسبوق نبوده است و به عبارتى ديگر اين اجتماع را تغلب و نيرنگ و قهرى بوجود نياورده بلكه به زمان شارع ، متصل و به استفادهء از سنت متكى است . اين اجماع يا اجتماع شبيه است به آن چه امام مالك آن را « سيرهء اهل مدينه » خوانده و اين عقيدهء عطاء قريب است به منظور علماء شيعه در مسأله اسناد كه عمل به « خبر مشهور » را در صورتى كه علماء به آن عمل نكرده باشند روا ندانسته و گفتهاند : « كلما ازداد شهرة زاد وهنا » چه اين كه اجتماع علما را بر عمل نكردن به خبر مشهور ، بر خبر مشهور مقدم شمردهاند . وجه قوت نظر علماء اينست كه اسناد از يك عادل يا دو عادل خواهد بود كه خطا و اشتباه بلكه عمد بر وضع ، در آن راه دارد ليكن اجتماع است با شرائط ياد شده علاوه بر اين كه عادة نادر بلكه ممتنع است خطا و اشتباه در آن راه يابد طبعا بر عدهاى بىشمار از عدول ، اشتمال دارد .