ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٥٩ - ٢٧ - تجدّد رأى شافعي در مسائل فقهي
< فهرس الموضوعات > ٤ - قضيه « محنت » < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٥ - سختگيري مأمون درباره مخلوق بودن قرآن < / فهرس الموضوعات > تاريخ ولادت و وفات او را از گفتهء پسرانش ، موافق نقل بالا از ابو اسحاق ، آورده و جلالت و نبالت او را در نزد علماء و محدّثان و فقيهان ذكر كرده و شمّهاى در بارهء زهد او گفته و احاديثى به اسناد از او چون « كلّ مولود يولد على الفطرة فابواه يهوّدانه و ينصّرانه » و « كلّ مسكر خمر و كلّ خمر حرام » ، مسند به پيغمبر ( ص ) نقل نموده قضيهء « محنت » را هم از چند طريق ( كه « اصحّ روايات در قضيهء محنت را » آن دانسته كه از طريق ابو الفضل صالح بن احمد حنبل حكايت كرده ) آورده است قضيهء « محنت » كه از جنبهء فقهى هم بسيار قابل توجّه است و طبرى و ابن اثير و غير اين دو ، آن را به تفصيل در كتب خويش آوردهاند . از اين كتب ، خلاصه و در اينجا ياد مىگردد .
چنان كه در ذيل ترجمهء شافعى اشاره شد چند مسألهء كلامى از سالها پيش از مأمون ، و شايد برخى از آنها از اواخر زمان صحابه ، مورد توجّه و بلكه گفتگو قرار گرفته ، يكى از آنها مسألهء قضا و قدر و به عبارت مشهور جبر و اختيار و ديگرى مسألهء مخلوق بودن يا نبودن قرآن مجيد بوده است . اين دو موضوع از زمان هارون و شايد مدتها پيش از هارون ميان فقيهان هم بحث در آن باره به ميان آمده و از لحاظ فقهى حكم « تكفير » و دادن « كفّاره » تحقق يافته است .
در زمان مأمون و بخصوص در اواخر عهد وى گفتگو در مسأله « مخلوق » بودن يا مخلوق نبودن قرآن مجيد بالا گرفته و سخت مورد توجّه و بحث گرديده به طورى كه در سال دويست و هجده ( ٢١٨ ) كه آخرين سال خلافت و حيات مأمون بوده و خود به مخلوق بودن قرآن ، اعتقاد و ايمان مىداشته و مردم را به اين عقيده مىخواسته در اين باره فرمانى صادر كرده و اشخاص مهم را از دانشمندان دينى و قاضيان و محدثان نامى به اين اعتقاد مىخوانده و با ايشان مناظره و مباحثه مىكرده و بالاخره آنان را به اقرار و اعتراف به مخلوق بودن قرآن وا مىداشته و بر اين ايمان و اعتقاد امتحان مىكرده است و به لحاظ همين امتحان بوده كه اين واقعه در زبان تاريخ به نام « محنت » ياد گرديده است .
در ماه ربيع الاول سال دويست و هجده ( ٢١٨ ) مأمون از « رقه » ببغداد