ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٧٧ - ٢٧ - حديث زُهرى از پيغمبر ( ص ) درباره حقوق مسلم بر مسلم
« عبد الملك پرسيد : تو كيستى ؟ گفتم : محمد بن مسلم بن عبيد الله بن شهاب . . » دنبالهء اين داستان بنقل ابو نعيم چنين است كه عبد الملك براى زهرى مستمرى و شهريه معين كرده و صله براى خاندانش داده و خدمتكارى بوى بخشيده است و به هشام بن اسماعيل كه در مدينه عاملش بوده ، نوشته است كه از سعيد بن مسيّب اين مطلب را بپرسد و براى وى پاسخ او را بنويسد و او پرسيده و پاسخ سعيد ، بى كم و زياد چنان بوده كه زهرى گفته بوده است [١] .
ابو نعيم به اسناد از زهرى از انس بن مالك از پيغمبر ( ص ) روايت كرده است :
« لا تقاطعوا ، و لا تدابروا و لا تحاسدوا ، و كونوا عباد الله اخوانا ، و لا يحلّ لمسلم ان يهجر اخاه فوق ثلاث » محمد بن مسلم بن شهاب زهرى ، به گفتهء ابو نعيم ، گروهى از صحابه را ادراك
[١] ظاهر دو رايى كه به عمر نسبت داده شده با منعى كه از عروه نقل شده بهم ارتباطى ندارد چه « منع عروه » ، بحسب نقل ابو نعيم ، راجع است به ارث بردن « ام ولد » از فرزندش كه مرده بوده است و « دو راى عمر » ، بنا به گفتهء سعيد ، راجع است به ارث بردن وارثان صاحب « ام ولد » كه مرده و از او « ام ولد » ( و شايد چيزهاى ديگر ) باقى مانده است و وارثان خواستهاند از « ام ولد » ارث ببرند . بلى از راى دوم كه آزادى « ام ولد » به مرگ صاحبش در آن گفته شده بالتبع صلاحيت كنيزك ، چون آزاد شده ، براى ارث بردن از فرزندش كه مرده استنباط مىشود . حكم « ام ولد » در فقه شيعه ، آزاد شدن او است بر فرزندش اگر مرده را وارثى ديگر نباشد و اگر وارثى ديگر داشته سهم فرزند از مادر قهرا آزاد مىشود و سهم وارث يا وارثان ديگر را فرزند بايد بپردازد پس اگر پدر را مالى مانده باشد كه سهم فرزند از آن به اندازهء قيمت سهم يا سهام وارث يا وراث ديگر شود با سهم فرزند از آن مال مادر آزاد مىشود و گر نه بر فرزند لازم است براى اداء قيمت باقى سهم ، يا سهام وارثان ، سعى و كسب كند به آنان بپردازد تا مادر به كلى آزاد گردد بنا به اين عقيده منع عروه از ارث بردن « ام ولد » از فرزند متوفى خود بىمورد است چه مادر چنين فرزندى قهرا آزاد است و آزاد هم ارث مىبرد .