ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٣٢ - ١٣ - ترجمه مختصري از أئمه چهار مذهب ١ - أبو حنيفه ٢ - مالك بن أنس
< فهرس الموضوعات > ٦ - گفته مالك درباره أبو حنيفه < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٧ - عقيده مالك درباره قرآن ( مخلوق نبودن آن ) و درباره جبر < / فهرس الموضوعات > و مخارجى گزاف انفاق مىكنند و به نزد تو مىآيند و از تو مىپرسند كه به ايشان از علم خود بهره برسانى تو پاسخ مىدهى : « نمىدانم » ! اين شايسته نيست . مالك پاسخ داده است .
« شامى از شام و عراقى از عراق و مصرى از مصر مىآيند و از من چيزى مىپرسند كه اگر ايشان را پاسخ دهم شايد بعد از آن بر من خلاف آن چه گفتهام آشكار گردد پس ايشان را از كجا پيدا كنم و مطلب را به ايشان باز گويم » و از گفته هاى او است : « اذا لم يكن للإنسان فى نفسه خير لم يكن للنّاس فيه خير » مالك نسبت به ابو حنيفه بدبين بوده و بد مىگفته است :
ابو نعيم در اين باره نيز كلماتى ، به اسناد ، از وى نقل كرده است از جمله به اسناد از منصور بن ابى مزاحم آورده كه گفته است :
« از مالك ، وقتى كه نامى از ابو حنيفه در نزدش به ميان آمد ، شنيدم كه گفت :
« كاد الدّين و من كاد الدّين ليس من اهله » و باز به اسناد از عبد الله بن مطرف آورده كه گفته است :
« مالك هنگامى كه نام ابو حنيفه و منحرفان در دين نزدش گفته مىشد مىگفت :
« عمر بن عبد العزيز گفت : پيغمبر ( ص ) ، و واليان امر بعد از وى ، سننى آوردند كه پيروى آنها پيروى كتاب خدا و استكمال فرمانبردارى از او و نيروى در دين او است .
هيچ كس را از خلق نمىرسد كه آنها را تغيير و تبديل دهد يا در امرى مخالف با آنها نظر افكند . هر كس به آنها هدايت جويد مهتدى و آن كس كه به آنها استنصار طلبد منصور است و كسى كه آنها را واگذارد از غير سبيل مؤمنان رفته و خدا او را به دوزخ مىافكند و سخت كيفر مىدهد » به گفتهء همو ( ابو نعيم ) مالك قرآن را غير مخلوق ( قديم ) مىدانسته و در افعال عباد « جبر » را اعتقاد مىداشته و با « قدرى » مذهب سخت مخالف مىبوده و راى و هوى و صاحبان آنها را بد مىگفته است در اين زمينه ها هم ابو نعيم كلماتى از وى نقل كرده است :