ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٨٩ - ٤٣ - خند كردن در نماز را ثوري ( مانند اوزاعي ) مبطل وضوء و نماز ميداند
و الزّهد و ورد بغداد غير مرّة ، فمنها حين اراد الخروج إلى خراسان . . » خطيب منقولاتى به اسناد آورده كه بر آن چه از اتقان و حفظ و معرفت و ضبط و . .
او گفته به خوبى اشعار دارد . از آن جمله سفيان عيينه گفته است :
« كان سفيان الثّورى كانّ العلم ممثّل بين عيينه يأخذ منه ما يريد و يدع ما لا يريد » « من در بارهء كسى كه در نماز بخندد چيزى مىگفتم كه درست نمىدانستم چون سفيان را ملاقات كردم آن را از او پرسيدم گفت :
« اوزاعى گفته است : « يعيد الوضوء و يعيد الصّلاة » پس من اين قول را اختيار كردم .
اشجعى گفته است : با سفيان بر هشام بن عروه در آمديم ، سفيان از او مىپرسيد و هشام او را حديث مىكرد چون فارغ شد سفيان گفت : آن چه را گفتى به تو برگردانم ؟
هشام پذيرفت پس همهء آن چه از هشام شنيده بود باز گفت . آنگاه بيرون شد و اهل حديث را اذن داد من هم با ايشان بودم چون مىپرسيدند و او پاسخ مىداد مىخواستند او املاء كند و ايشان بنويسند مىگفت : « احفظوا كما حفظ صاحبكم » مىگفتند :
لا نقدر نحفظ كما حفظ صاحبنا ( ما را توان نيست كه مانند او حفظ كنيم ) .
صالح بن احمد گفته است ابو اسحاق فريضهاى را ( مسألهاى در باب ميراث ) بر شاگردان القاء كرد نتوانستند آن را حلّ كنند و پاسخى درست بياورند گفت اگر آن جوان ثورى ( سفيان ) مىبود در ساعت آن را تفصيل مىداد و بيان مىكرد . در اين ميان سفيان در آمد پس بوى گفت : تو در اين باب چه مىگويى ؟ سفيان گفت : تو بما از على حديث كردى كه چنين گفته و اعمش از ابن مسعود حديث كرد كه او چنان گفته و فلان شخص در اين مسأله حديثى ديگر آورد .
اعمش گفت : ديديد چگونه در ساعت مسأله را بيان كرد و تفصيل داد . آيا مانند او نمىباشيد ؟