ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٣١ - ٢٣ - يكي از استادان مالك بن انس ، ايّوب سختياني است
و بيعه ، و هو الجلود الضأنيّة ليست بأدم ، و المشهور بهذه النسبة ابو بكر ايوب بن ابى تميمة السّختيانى ، و اسم ابى تميمة ، كيسان ، بصريّ روى عن ابن سيرين و ابى قلابة و غيرهما . ولد سنة ثمان و ستّين و مات سنة احدى و ثلاثين و مائة » ممقانى به پيروى از نسخهء رجال شيخ ، او را بعنوان سجستانى آورده با اين كه خود او نوشته است « و فى غير واحد من النسخ ، السّختيانى » و شرحى در بارهء ضبط كلمهء سجستان و جغرافياى سجستان و اوضاع و احوال آن ذكر كرده و عجيب است كه عبارت ابن اثير را در معنى سختيان ، كه در بالا ياد شد ، بدين گونه نقل كرده است » . . و هو الجلد العنّابيّة ، ليست بأدم » و اگر نسخهء او هم به جاى « الجلود » « الجلد » بوده بايد توجّه مىشد كه وصف آن به « العنّابيه » كه مؤنث است درست نيست و هم تأنيث فعل « ليست » بى مورد است بهر حال به نظر چنان مىآيد كه از همين كلمه سختيان مىتوان حدس زد كه « عنبرى » و « غنوى » كه در بعضى نسخه ها براى نسبت ايّوب آورده شده سهو و اشتباه و تحريفى است از ناسخ و صحيح آن بايد كلمهء « عنزى » باشد چه « عنز » كه بمعنى ماده بز هست با « ضأن » كه بمعنى ميش است و سختيان هم عمل و بيع پوستهاى آنها است كمال مناسبت را دارد .
صاحب قاموس الرجال پس از اين كه از « معارف » ابن قتيبه نقل كرده كه ايوب مولى عمّار ياسر ، چنان كه شيخ طوسى گفته ، نبوده بلكه مولاى عمّار بن شداد بوده و عمّار ياسر هم اصلا عرب است نه مولى ، نهايت امر حليف براى بنى مخزوم بوده است و پس از اين كه « سختيانى » را در نسبت ، صحيح و « سجستانى » را غلط دانسته و به گفتهء ابن قتيبه در « معارف » استناد كرده گفته است : « . . بطور قطع « عنزى » صحيح است نه « عنبرى » و نه « غنوى » چه ابن قتيبه در « معارف » گفته است « كان عمّار بن شدّاد مولى عنزه [١] » .
[١] بنا بر اين وجه مناسبتى كه براى نسبت « عنز » ى من ياد كردم و در بالا آوردم موردى ندارد و به آن احتمال و تصحيح نسبت نيازى نيست .