ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٨٨ - ٣٥ - ارجاع مفتي مردمرا بفتواي غير
« آنگاه به خانه باز گشت و بزن خويش گفت :
« پسر ترا به حالتى ديدم كه هيچ يك از اهل علم و فقه را بدان حالت و منزلت نديدهام .
« زن گفت : « اكنون بگو سى هزار دينار را بهتر مىخواهى يا اين جاه و مقام فرزند را ؟ » فرّخ گفت : « به خدا سوگند جز اين نمىخواهم » زن گفت : پس بدان كه من همه آن مال را در اين راه صرف كردهام ! فرخ گفت : به خدا سوگند به جا خرج كرده و آن را نابود نساختهاى » باز خطيب به اسناد آورده است :
« ربيعه روزگارى دراز به عبادت مىپرداخت و شب و روز نماز مىگزارد تا از اين كار دست كشيد و با قوم نشست و برخاست كرد و با قاسم هم مجلس شد و با او به خردمندى سخن راند . قاسم چنان به ربيعه اعتقاد پيدا كرد كه چون چيزى از او مىپرسيدند مىگفت : اين را از ربيعه بپرسيد . چون از قاسم چيزى پرسيده مىشد اگر در كتاب خدا يا سنّت پيغمبر ( ص ) در آن باره دليلى مىديد پاسخ مىداد و گر نه مىگفت : اين را از ربيعه يا سالم بپرسيد .
باز همو به اسناد و به طرقى از اشخاص بزرگ ، عباراتى در بارهء ربيعه آورده است از اين قبيل « ما رأيت احدا افطن من ربيعه » و « هو صاحب معضلاتنا و عالمنا و افضلنا » و « ما رأيت احدا اعلم من ربيعة الرّأي » باز هم بنقل خطيب :
« ربيعه با اين كه به « ربيعهء راى » اشتهار يافته بحديث و سنّت نيز احاطه داشته و احتياط را رعايت مىكرده . عبد العزيز بن ابى سلمه اين مضمون را گفته است :
« چون به عراق وارد شدم مردم عراق مىگفتند : « حدّثنا عن ربيعة الرّأي » من گفتم : اى اهل عراق شما مىگوييد : « ربيعه راى » در صورتى كه : « لا و الله ما رأيت احدا احوط لسنّة منه »