ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٢٨ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
در زندقه و الحاد ترديد نداشته و معاويه هم در اين امر مانند او بوده است . . » ابن عبد ربّه فقيه مالكى مذهب ، در جزء پنجم از « العقد الفريد » ( صفحهء ١٠٢ ) ، چنين آورده است :
« و كتب عمرو إلى معاوية :
< شعر > معاوي لا اعطيك دينى و لم أنل به منك دنيا ، فانظرن كيف تصنع و ما الدّين و الدّنيا سواء و انّنى لآخذ ما تعطى و رأسي مقنّع فان تعطنى مصرا فاربح صفقة اخذت بها شيخا يضرّ و ينفع < / شعر > برگرديم بدنبالهء مذاكرات معاويه با عمرو . چون عمرو گفت : من فريب نمىخورم معاويه گفت :
« اگر بخواهم من ترا فريب دهم مىتوانم .
« عمرو گفت : نه ، به خدا سوگند مانند من كسى فريب نمىخورد . من از آن زيركتر و باهوشتر هستم .
« معاويه گفت : نزديك بيا تا سخنى نهانى به تو بگويم . عمرو بوى نزديك شد تا معاويه سر به گوش او بگذارد و سخن خويش را بگويد .
« معاويه گوش عمرو را به دندان گرفت و گزيد و گفت : هان ديدى چه گونه فريب خوردى ؟ آيا در اينجا جز من و خودت كسى را مىبينى كه بسر گوشى نياز افتد ؟
تا آنجا كه معاويه به عمرو گفت :
« آيا نمىدانى كه مصر به اندازهء عراق مهمّ است ؟
« عمرو پاسخ داد :
« آرى ، ليكن مصر از آن من خواهد بود . هنگامى كه از آن تو باشد و آن