ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٦ - ٥ - سلمى
- ٥ - سلمى سلمى دختر قيس و يكى از خاله هاى پيغمبر ( ص ) بوده كه به دو قبله با پيغمبر ( ص ) نماز گزارده و بنقل از پسرش حكم بن سليم اين مضمون را گفته است :
« من با گروهى از زنان انصار با پيغمبر ( ص ) بيعت كرديم . پيغمبر با ما شرط كرد كه به خدا شرك نياوريم ، دزدى نكنيم ، زنا ندهيم ، كسى را نكشيم ، بهتان و افتراء نزنيم ، و در معروف به راه عصيان و نافرمانى نرويم ، چون ما را از اين منهيّات آگاه ساخت و با ما شرط كرد فرمود « و لا تغشن ازواجكنّ » .
پس ما با وى بدين شرائط بيعت كرديم و از نزدش بازگشتيم . چون بيعت تمام شد و برگشتيم من يكى از زنان را ، كه با ما بود ، گفتم : برگرد و از پيغمبر بپرس كه چه چيز و چه اندازه از اموال شوهران بر ما حرام است ؟ او رفت و پرسيد و چنين پاسخ شنيد : « تأخذى ماله فتحابى به غيره » .
ابن عبد البرّ در « الاستيعاب » و ابن حجر در « الإصابه » در بارهء « سلمى بنت قيس بن عمرو بن . . عدى بن النجار تكنى امّ المنذر ، و هى اخت سليط بن قيس ، و سليط ممّن شهد بدرا . . » همان را آوردهاند كه ابو نعيم آورده و در بالا ياد شد ليكن سؤال از پيغمبر ( ص ) را به اين عبارت آورده « فاسأليه ، ما غشّ ازواجنا » و اين عبارت با اصل قضيه و جواب انسب است .
در خاتمهء اين قسمت ، ياد آور مىشود كه :
در « الاستيعاب » و « الإصابه » متجاوز از هزار و پانصد زن نام برده شده كه