ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٤٤ - ٥ - عبد الملك ( ابن مروان ) ١ - خراب كردن حجّاج كعبه را به أمر عبد الملك و نشان بردگي نهادن او بر صحابه در مدينه ٢ - وصاياي عبد الملك بفرزندش ، وليد ٣ - نخستين كسي كه از ١٧١ امر به معروف ١٨٧ نهي كرده عبد الملك است همو گفته است هر كس او را به تقواي خدا بخواند گردنشرا مىزند
« نضر بن شميل گفته است از هشام شنيدم كه مىگفت : كسانى را كه حجاج به صبر كشته احصاء كردهاند يك صد و بيست هزار ( ١٢٠ ) تن بودهاند ! « حجاج روزى مردم عراق را خطبه مىگفت پس گفت :
« يا اهل العراق ، بلغنى انّكم تروون عن نبيّكم ! انّه قال : « من ملك على عشرة رقاب من المسلمين جيء به يوم القيامة مغلولة يداه إلى عنقه ، حتّى يفكَّه العدل او يوبقه الجرم » و ايم الله انّي لأحبّ إليّ ان احشر مع ابى بكر و عمر مغلولا ! من ان احشر معكم مطلقا ! » باز همو ( در همان جزء از همان كتاب - صفحه ٣٢٨ - ) اين مضمون را آورده است :
« حجّاج آهنگ حجّ كرد پس پسر خود محمّد را جانشين خويش ساخت و حكومت بر مردم عراق را به او داد آنگاه به منبر بر آمد و چنين گفت :
« يا اهل العراق يا اهل الشّقاق و النّفاق ! « انّي اردت الحجّ و قد استخلفت عليكم محمّدا ولدى ، و أوصيته بخلاف ما اوصى به رسول الله ( ص ) فى الانصار ! فانّه اوصى فيهم ان يقبل من محسنهم ، و يتجاوز عن مسيئهم .
« و انّي أوصيته ان لا يقبل من محسنكم ! و ان لا يتجاوز عن مسيئكم ! . . » حجّاج براى خوش آمد عبد الملك و تحكيم امارت خود مقام خلافت را از مقام رسالت بالاتر مىشمرده و عبد الملك هم به آن راضى مىبوده و از او خوشش مىآمده و به گفته اش استناد مىخواسته است .
ابن عبد ربّه ( جزء پنجم « عقد » صفحه ٣٣٢ ) چنين آورده است :
« و ممّا كفّرت به العلماء الحجّاج قوله و راى النّاس يطوفون بقبر رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم و منبره : انّما يطوفون باعواد و رمّة » و همو ( در همان صفحه ) اين مضمون را به اسناد از ابن عباس آورده كه گفته است :