ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٦١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
فقيه مالكى ابن عبد ربّه باز اين مضمون را نوشته است :
« مروان بر مردم مدينه خطبه خواند و آنان را به اطاعت تحريض و از فتنه تحذير كرد . بزرگان مدينه مانند عبد الرحمن بن ابى بكر و حسين بن على و عبد الله بن زبير و عبد الله بن عمر بر سخنان او اعتراض و بيعت يزيد را انكار كردند و مردم پراكنده شدند .
« مروان ، ماجرا را به معاويه گزارش داد . معاويه با هزار تن سوار بسوى مدينه رهسپار شد و در آنجا چون حسين بن على را ديد گفت [١] : مرحبا به سرور جوانان اسلام و او را بر اسب سوار كرد ، و به عبد الرحمن بن ابى بكر گفت : مرحبا به پير قريش و پسر صدّيق و سرور قريش ، و به ابن عمر گفت : مرحبا به صاحب رسول و پسر فاروق و به عبد الله زبير گفت : مرحبا به پسر حوارىّ پيغمبر و پسر عمهء او آنگاه با ايشان به مكه رفت و در آنجا پس از قضاء حجّ دستور داد منبرى نهادند و به كعبه نزديك شد و فرستاد تا حسين بن على و عبد الرحمن بن ابى بكر و ابن عمر و ابن زبير را نزد او ببرند ايشان با هم جمع شدند و قرار دادند كه ابن زبير با معاويه به سخن پردازد آنگاه به نزد معاويه رفتند .
معاويه پس از ترحيب و تجليل به ايشان چنين گفت : شما نظر مرا در بارهء خود و مهر و مودّتم را به خودتان دانستيد ، يزيد برادر شما و پسر عمّ شما است من خواستم او را به نام خلافت مقدّم دارم ليكن امر و نهى بدست شما باشد ! همه خاموش شدند و ابن زبير بدين خلاصه سخن گفت :
« ميان سه كار يكى را گزين كن : يا به شيوهء پيغمبر ( ص ) كار را به خود امّت واگذار . يا مانند ابو بكر از غير فرزندان و نزديكان خويش كسى را كه شايسته باشد برگزين . يا هم چون عمر كار را به شورى افكن .
[١] چنان كه از ابن اثير نقل خواهد شد اين گونه برخورد و سخن در مكه بوده و برخورد معاويه در مدينه با اين بزرگان به خشونت و تهديد بوده است . يعنى نخست در مدينه با آنان به درشتى و ناهنجارى رفتار و از آنان اعراض كرده پس از آن در مكه ورق را برگردانده و از راه مداهنه و مجامله در آمده است .