ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٦ - ٢ - زنان صحابيه ١ - فاطمه زهرا ( ع ) ١ - عصمت فاطمه ٢ - قضيه فدك ٣ - مباحث فقهي مسئله فدك ٤ - خطبه فدك ٥ - سهم ذى القربى ٦ - احتجاج فقهي فاطمه بر سهم ذى القربى
ما تركناه صدقة » و بروايت مسلم از روايت جويرية بن اسماء از مالك و از عائشه :
فاطمه از ابو بكر خواسته كه قسمت ميراث او را بدهد . و در روايتى ديگر : فاطمه و عباس نزد ابو بكر رفته و ميراث خود را از زمين پيغمبر ( ص ) از فدك و از سهم او از خيبر مطالبه كردهاند و ابو بكر گفته است : من از پيغمبر شنيدم كه گفت : « لا نورّث ، ما تركنا صدقة انّما يأكل آل محمّد من هذا المال » و من هر گز از كارى كه ديدم پيغمبر ( ص ) در آن مىكرد دست برنخواهم داشت و همانطور رفتار خواهم كرد كه او كرده است . .
« امّا صدقهء پيغمبر ( ص ) در مدينه پس عمر آن را به على و عباس برگرداند و على آن را از عباس گرفت [١] . و امّا خيبر و فدك پس آنها را عمر نگاه داشت و به كسى نداد و گفت : اين هر دو صدقهء پيغمبر است و براى حوادث و نوائب و پيشآمدها بوده كه در آن راهها مصرف گردد و چون پيغمبر در گذشته است كار و اختيار آنها بدست ولىّ امر و خليفه است . » باز هم مجلسى چنين افاده كرده است :
مسلم و ابو داود هر يك در صحيح خود و صاحب « جامع الاصول » ( در فصل سيم از كتاب مواريث در حرف فاء ) از عائشه بدين خلاصه آوردهاند :
« فاطمه پس از رحلت پدرش ، پيغمبر ( ص ) ، از ابو بكر صدّيق خواست كه ميراث او را از تركهء پيغمبر ( ص ) از خيبر و فدك و هم از صدقهء وى در مدينه به او بدهد ابو بكر حديث از پيغمبر ( ص ) گفت و به آن استناد او را ردّ كرد پس فاطمه بر وى غضبناك شد و در مدت شش ماه ( جز چند روز ) كه پس از پيغمبر ( ص ) زنده بود او را ترك گفت .
[١] مجلسى در اين موضع چنين بيان كرده است : « اين خود دليل است بر آن چه اصحاب ما عقيده دارند و آن مقدم بودن دخترانست در مقام توارث بر اعمام چه على بر عباس از جهت عمو بودن « غلبه » نكرده و آن را نگرفته و هم به زور از وى نستانده بلكه از اين راه غلبه يافته و از او گرفته كه حق فاطمه بوده است » .