ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٠ - ١٠ - هشام ( ابن عبد الملك ) ١ - بي اطّلاعي هشام از احكام دين ٢ - مجازاتهاي غير ديني ٣ - گرفتن ١٧١ جزيه ١٨٧ از مسلمين ٤ - كشتار فجيع عامل خليفه در خراسان ٥ - كشتن هشام غيلان جبرى مذهبرا
راه يافته گويا در زمان هشام كم و بيش رواج يافته حتى خود او نيز چنين مجازاتهايى كرده و اين گونه كارهاى غير مشروع و زشت و ناهنجار را به كار بسته است .
طبرى ، به اسناد آورده است ( جزء پنجم تاريخ ؟ ؟ ؟ - صفحه ٥١٦ - ) :
« هشام به غيلان گفته است :
« ويحك يا غيلان ، مردم را در بارهء تو سخن فراوان شده است . با ما ، در امر خود مناظره كن اگر حق با تو باشد ترا پيروى مىكنيم و اگر بر باطل باشى از آن برگرد و حقرا پيروى كن .
« غيلان [١] اين سخن را پذيرفته است پس هشام به ميمون بن مهران گفته است تا با وى به مكالمه و مناظره پردازد ميمون به غيلان گفته است :
« تو از من بپرس زيرا در اين هنگام نيرومندتر خواهى بود . غيلان پرسيده است :
آيا خدا خواسته كه او را نافرمانى كنند ؟
« ميمون پاسخ داده است : آيا خدا به ناچار و ناخواه خودش ، مورد نافرمانى و نسبت به او عصيان مىشود ؟
[١] غيلان بر مبنى « تفويض » پرسش كرده و ميمون بنا به عقيدهء « جبر » پاسخ داده است . نظير اين قضيه در سالهاى بعد در مجلس صاحب بن عباد اتفاق افتاد كه دو دانشمند بزرگ معتزلى و اشعرى با هم دو جملهء مناسب مذهب خود را رد و بدل كردهاند پس يكى از ايشان گفته است : « سبحان من تنزه عن الفحشاء » و ديگرى بر فور گفته است : ( سبحان من لا يجرى فى ملكه الا ما يشاء »