ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١١٩ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
و شخصيّت كه مىداشت و نمونه اش ياد شد زمام فرمانروايى مطلق را بدست گرفت و به نام خلافت اسلامى و زير سايهء لواء دين ، پرچم حكومت خودسرانه و سلطنت جابرانه و مستبدّانهء آل اميّه را برافراشت و فرمانروايى كسرى منشانه و قيصر مآبانهء امويان را پايه نهاد .
از همان هنگام كه معاويه زمام حكومت را به كف آورد و حقداران و اقرباء يا مدّعيان و رقبا را به وسائل گوناگون و دسايس رنگارنگ نابود يا خاموش ساخت تمام توجّه خود را به محكم ساختن و استوار داشتن بنياد حكومت جائرانه و بسط و توسعه و نفوذ سلطنت كسرى مآبانه و حتى به پيروى از اكاسره و قياصره به استدامه و استبقاء آن در اعقاب ناشايسته و اخلاف نادرست خويش مصروف داشت .
وضع ساده و بسيط و ، در همان حال ، مشحون بفضل و دانش و مقرون بتقوى و فضيلت و همراه با تعليم و تربيت و ارشاد و هدايت و ، بالاجمال ، حقّ و حقيقت كه از مختصات محافل رسالت و از مظاهر مجالس خلافت مىبود ، از ميان رفت و وضعى دگرگونه به ميان آمد : دربار سلطنت كسروى و دستگاه جبروت و شوكت قيصرى تشكيل يافت ، بساط خلاف حقيقت گسترده شد و شيوهء بىحقيقتى و ، باصطلاح عصر ما ، سياستمدارى رايج و به جاى روش محمّدى روش كسروى مستقر شد و دوستى اهل بيت عصمت و طهارت و پيروى از ايشان ، كه سنّت و سيرهء جد خود پيغمبر ( ص ) را پيرو مىبودند ، جرم بشمار آمد و دانشمندانى حقگو و دين دارانى حقيقتخواه چون حجر بن عدى و عمرو بن حمق و ديگر ياران او ، كه به گفتهء عائشه « از لحاظ عزّت و مناعت و فقاهت سران عرب بودند » به نام اين جرم به فرمان با وضعى بسيار فجيع باز هم قيصر مآبانهء و مستبدّانهء نابود و به درجه شهادت نائل گرديدند .
مشرّف بودن به آيين پاك اسلام در همه ، يا بيشتر ، از مدت رسالت و ملازمت داشتن با پيغمبر ( ص ) در همه ، يا اكثر ، آن مدّت و فداكاريهاى بىمانند در راه