ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٢٧ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
مصاحبت او ، جهاد او ، علم او ، فقاهت او هيچ كدام نيست . بعلاوه به خدا سوگند او را در فنون جنگ مهارتى است كه هيچ كس به پايه اش نمىرسد .
« آنگاه گفت :
« از اين بگذر و بگو اگر من در اين كار بزرگ ، كه غرر و خطر آن بر تو به خوبى روشن است ، با تو همكارى و ترا يارى كنم و در جنگ با على همدست و همكار تو باشم مرا چه خواهى داد ؟
« معاويه گفت : آن چه خودت بدان حكم كنى .
« عمرو پاسخ داد : مصر را طعمهء من قرار ده . معاويه خاموش شد .
« نصر ، در روايتى از غير عمرو بن سعد ، آورده است كه :
« پس معاويه گفت :
« ابو عبد الله من خوش ندارم كه عرب در بارهء تو با هم به سخن در آيند و بگويند تو براى خاطر دنيا به اين كار اقدام كردى .
« عمرو گفت :
« معاويه خود را بيهوده رنج مده و از اين گونه سخنان به ميان مياور و از كيد و حيله با من در گذر و دست از تزوير و فريبكارى بردار . من كسى نيستم كه با اين گونه سخنان فريفته شوم . من فريب نمىخورم » « عين عبارتى كه از عمرو نقل شده اين جمله است « دعني عنك » ابن ابى الحديد از قول شيخ و استاد خود ، ابو القاسم بلخى اين مضمون را در ذيل اين جمله آورده است :
« اين گفتهء عمرو كنايه است از الحاد بلكه صريح است در آن ، چه معنى آن چنين است : وا گذار كلامى را كه اصل ندارد زيرا اعتقاد به آخرت و اين كه متاع دنيا فروخته نمىشود از خرافات است ! » آنگاه از قول شيخ خويش گفته است : « عمرو عاص هميشه ملحد بوده و هيچ گاه