ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٢٢ - ٢٤ - گفته شافعي در مخالفت بيشتر گفته هاي أبو حنيفه با كتاب و سنّت
و تلخى در دو گوش و گرمى در دو سوراخ بينى و شيرينى در دو لب چه جهت دارد ؟
پاسخ داد : نه » پس از اين كه حضرت سؤالى ديگر كرد و جوابهاى همه را روشن ساخت كه ابو نعيم آنها را به تفصيل آورده چنين گفت :
« اى نعمان پدرم از جدّم حديث كرد كه پيغمبر ( ص ) گفت :
« اوّل من قاس امر الدّين برأيه ، ابليس . قال الله تعالى له : « اسجد لآدم فقال : * ( أَنَا خَيْرٌ مِنْه : خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ » ) * فمن قاس الدّين برأيه قرنه الله تعالى يوم القيامة بإبليس لأنّه اتّبعه بالقياس » ابو نعيم اين حديث را به اسناد ديگرى از ابن شبرمه نيز كه او گفته است : « من و ابو حنيفه بر جعفر بن محمد در آمديم » حديث كرده و در اين أسناد ، از ابن شبرمه اين اضافه را آورده كه ابن شبرمه گفته است : پس جعفر از ابو حنيفه پرسيد : آيا قتل نفس عظيمتر است يا زنا ؟ پاسخ داد : قتل نفس . گفت : همانا خداى تعالى در قتل نفس دو شاهد را كافى دانسته ليكن در زنا چهار گواه خواسته است . باز پرسيد :
آيا نماز اعظم است يا روزه ؟ پاسخ داد : نماز . گفت : پس چه گونه است كه حائض روزه را بايد قضاء كند ليكن نمازش را قضاء واجب نيست ؟ پس واى بر تو ! قياس تو چه گونه راست مىآيد ؟ از خدا پرهيز كن و دين را با رأى خود قياس مكن » خلاصهء سخن در بارهء فقاهت ابو حنيفه اين است كه چون در عراق نشو و نما يافته و از مركز حديث و مكتب آن ( مدينه ) به دور بوده و قريحه و استعدادى خاصّ داشته و به هوش و فهم و فكر خود اتّكاء و اعتماد مىكرده در مسائل دين و احكام فقه خود را محدود نمىساخته و آزاد مىدانسته و بهر طريق به عقلش مىرسيده موضوع را آزادانه و بيشتر دل بخواه حلّ مىخواسته و توان حلّ عرفى آن را هم داشته پس رفع گرفتارى مىساخته است و چون پايبندى او به سنّت چنان كه گفته شده و دانسته مىشود زياد نبوده يا دست كم اگر بخواهيم مانند پيروان او و از ديده معتقدان بوى بگوييم به صحّت بسيارى از احاديث اعتقاد نداشته ، و بيشتر از چند حديث را ، كه آن هم وافى به همهء مسائل و فروع جاريه نبوده ،