ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٥٣ - ١٠ - ايرانيان يمن كه فرمانروايي آنجا را ميداشته اند در زمان خود پيغمبر ( ص ) اسلامرا پذيرفته و از طرف پيغمبر ( ص ) بر جا مانده اند
« على به من گفت :
« چه خواهى كرد هنگامى كه ترا به لعن من امر كنند ؟
« من گفتم : آيا چنين كارى پيش خواهد آمد ؟
گفت : آرى .
« پس گفتم : در آن هنگام چه بايدم كرد ؟
« گفت : از من تبرّى و بيزارى مجوى .
« چون زمان امارت محمّد بن يوسف ، برادر حجّاج ، شد جمعه روزى ، حجر را كنار منبر واداشت و دستور داد كه على را لعن گويد :
« حجر پهلوى منبر ايستاده و چنين گفته است :
« انّ الأمير ، محمد بن يوسف أمرني ان العن عليّا فالعنوه ، لعنه الله » مردم اين سخن را شنيدند و جز يك تن بر منظور حجر واقف نشده و مقصود او را ندانست » و از جمله فقيهانى كه از طبقهء دوم از فقيهان تابعى يمن نام برده معمر بن راشد است و حكم بن ابان و عبد الرّزاق بن همّام .
و از جمله فقيهانى كه در طبقه سيم از تابعان يمن و از مشهوران ايشان به فقه و حديث ياد كرده ابو قرّه موسى بن طارق است [١]
[١] ابن اثير در « اللباب » ذيل كلمهء « الزبيدى » چنين آورده است : « بفتح الزاي و كسر الباء الموحدة و سكون الياء المثناة من تحتها و فى آخرها دال مهمله هذه النسبة إلى زبيد و هى مدينة باليمن ينسب إليها جماعة من العلماء كثيرون ، منهم ابو قره موسى بن طارق الزبيدي ، قاضيها ، روى عنه احمد بن حنبل و اسحاق بن راهويه و اثنى عليه احمد خيرا . روى موسى ، عن ابن جريج و الثورى و ربيعه و غيرهم » . در معجم البلدان ياقوت حموى ، در ذيل لغت زبيد ( بر وزن شهيد ) ، مدينهء مشهور در يمن چنين آمده است : « ينسب إليها جمع كثير من العلماء منهم ابو قبرة ، موسى بن طارق الزبيدي قاضيها ، يروى عن الثورى »