ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٧٤ - ٣ - انقراض فقه اهل سنّت در مصر بوسيله دولت فاطمي
چنان كه از اين پيش گفته شد ، بر اهل مصر مذهب حنفى و مالكى غالب بود تا اين كه امام شافعى به آن جا در آمد از آن هنگام مذهب وى در مصر انتشار يافت [١] .
ابن خلدون گفته است :
« و امّا شافعى پس مقلَّدان و پيروان او در مصر بيشتر است از غير مصر و مذهب شافعى در عراق و خراسان و ما وراء النّهر انتشار يافته و در همهء شهرها و امصار با مذهب حنفى از لحاظ فتوى و تدريس همدوش و مساوى بودهاند و ميان پيروان اين دو مذهب مجالس مناظره زياد مىبوده و كتب « خلافيّات » از استدلالات گوناگون آنان مشحون گرديده پس از آن همهء اين احوال ، به اندراس اوضاع مشرق و اقطارش ، مندرس گرديد و امام محمّد بن ادريس شافعى چون در مصر بر بنى عبد الحكم وارد شد گروهى از بنى عبد الحكم و اشهب و ابن قاسم و ابن مواز و ديگران و پس از آن حارث بن مسكين و پسرانش از علم وى گرفتند .
« از آن پس براى ظهور و استيلاء رافضه [٢] در مصر ، فقه اهل سنّت انقراض يافت و فقه اهل بيت متداول شد و ديگران متفرق گرديدند تا اين كه دولت عبيديّين از رافضه بدست صلاح الدين يوسف بن ايوب از ميان رفت و فقه شافعى به وسيلهء اهل عراق و شام بمصر برگشت و بيش از پيش بازارش رواج يافت و از جمله كسانى كه در سايهء دولت ايّوبى پرورش يافته محيى الدين نووى و عزّ الدين بن عبد السلام
[١] على بن عبد القادر طوخى در كتاب « قضاة مصر » گفته است : « عيسى بن منكدر قاضى مصر بر وى امام ايستاد و بر او بانگ زد و چنين گفت : « تو بدين شهر در آمدى در حالى كه امرش واحد و رايش واحد بود تا ميان مردم تفرقه افكندى » و بدين گفتهء خود به مخالفت پيروان شافعى با اصحاب مالك اشاره دارد چه مردم مصر پيش از درآمدن شافعى بمصر جز راى مالك فتوى و رايى نمىدانستند » « در اين گفتهء على بن عبد القادر نظر است زيرا مذهب حنفى نيز در نزد مردم مصر شناخته و معروف بوده است .
[٢] مرادش خلفاء فاطمى و پيروان ايشان است .