ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢١٢ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« معاويه در راهش به مكه در مدينه بر عائشه وارد شد نخستين چيزى كه عائشه با وى گفت قتل حجر بود . .
« حجر در موضعى به نام « مرج عذراء » كه خود او آن موضع را فتح كرده بود به حكم تقدير بقتل رسيده . .
« عبد الله عمر در بازار بود كه خبر قتل حجر بوى رسيد از شنيدن خبر بسيار ناراحت شد و به پا خواست در حالى كه گريه بر او چيره شده بود . .
« زمانى كه حجر را براى كشتن جلو راندند گفت : مرا بگذاريد دو ركعت نماز بگزارم . پس دوگانه را براى يگانه سبك بگزارد آنگاه گفت : اگر نه اين بود كه شما را توهّم بهم مىرسيد و به گمان مىافتاديد كه من از مرگ بيم و هراسى دارم بىگمان بدين سبكى نماز نمىگزاردم و با خداى خود بيشتر به راز و نياز مىپرداختم ! . . پس از آن كسان خود را چنين گفت : اين آهن و زنجير را از من برنگيريد و مرا نشوييد چه مىخواهم در روز رستاخيز با همين حال معاويه را ديدار كنم . .
« هنگامى كه نزد حسن بصرى از معاويه و كشتن وى حجر و يارانش را سخن به ميان مىآمد ، حسن مىگفت : ويل لمن قتل حجرا و اصحاب حجر » .
« به يحيى بن سليمان گفته شده است : ابلغك انّ حجرا كان مستجاب الدّعوة ؟ پاسخ داده است : آرى . و از افاضل اصحاب پيغمبر ( ص ) بوده است .
« چون معاويه به حج رفته بعنوان زيارت به مدينه در آمده و از عائشه ( رض ) اذن ملاقات خواسته و به ملاقات او رفته و تا نشسته است عائشه بوى گفته است :
« ترا اطمينان است كه من در اينجا كسى را پنهان نكرده باشم كه به تلافى خون برادرم ، محمد ، ترا بكشد ؟
« معاويه پاسخ داده است : من به خانهء امن و امان وارد شدهام . آنگاه عائشه بوى گفته است : آيا از خدا نترسيدى كه حجر و ياران او را كشتى ؟ . .
« امّ المؤمنين عائشه ، مىگفته است :