ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٣٠ - ١٤ - حليّت و جواز متعه بعقيده ابن جريج و بنقل از مالك
« و از مقريزى ، و جز او از كسانى كه توجيه حصر مذاهب اهل تسنّن را در چهار مذهب متعرض شدهاند ، چنان ظاهر مىگردد كه ابن جريج از ابو حنيفه مشهورتر بوده و اهل مكَّه همه در فقه از او پيروى مىكرده و راى و فتوى او را به كار مىبردهاند .
« و حلال بودن متعه از متفردات شيعه نيست ناگفته شود هر كه رايش جواز و حليّت آن باشد شيعه است بلكه بسيارى از علماء اهل تسنّن همين راى و عقيده را داشته و ميان ايشان در اين موضوع ، اختلاف مىبوده است تا اين كه علماء اربعه را فتوى و راى بر حرمت قرار يافته بلكه منقول در جملهاى از كتب عامّه است كه مالك بن انس هم متعه را حلال مىدانسته است . .
و سيد مرتضى در كتاب « الانتصار » و پيش از او استادش ، شيخ مفيد ، گروهى از علماء اهل سنت را كه به حلال بودن متعه مىگفتهاند ياد كرده و نام بردهاند كه از آن جمله بشمار گرفته و گفتهاند : عبد الملك بن جريج را » .
ممقانى پس از اين نقلها و گفته ها چنين نتيجه گرفته است كه :
« فظهر انّ كون الرّجل عامّيا ممّا لا ينبغى الارتياب فيه » و پس از آن تحت عنوان « تذييل » گفته است : اضافه عبد الملك به جريج ( با اسقاط عبد العزيز ) از قبيل اضافهء به جدّ است كه در ميان اهل فنّ شائع و ذائع مىباشد پس ابن جريج معروف يكى بيشتر نيست و آن پسر عبد العزيز است . و براى اين گفته استشهاد كرده است بكلام ذهبى [١] در مختصر خود به اين عبارت :
« عبد الملك بن عبد العزيز بن جريج الرومى الاموى مولاهم المكَّى ، صاحب التصانيف حدّث عن ابيه و مجاهد يسيرا و عن عطاء بن ابى رباح فاكثر ثمّ قال : و روى عنه السفيانان [٢] و مسلم بن خالد . ثم عدّ جماعة منهم . ثم قال : و قال جرير : كان
[١] صاحب قاموس الرجال بر اين مورد استشهاد ، اضافه كرده است : معارف ابن قتيبه و تاريخ خطيب و فهرست ابن نديم را نيز .
[٢] سفيان بن عيينه و سفيان ثورى