ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٢١ - ١١ - فقاهت و فقيهان مشهور اسلامي در عصر اول از عهد دوم ( تابعيان ) ١ - توجيه از ميان رفتن مركز بودن مدينه براي فقاهت و تفرقه آن در سائر بلاد اسلامي
بوده كه كتابت وحى مىكرده پس حالا به عنوانى بالاتر و نامى با دين و آيين مناسبتر ( خلافت ) بهتر و بيشتر از او اطاعت خواهند داشت بويژه كه عصبيّت هم در ايشان پديدار خواهد آمد [١] و در اين صورت اهل دين و علاقمندان به شريعت و آيين را چه در مدينه باشد و چه در سائر بلاد اسلامى بهتر خواهد توانست تهديد كند و مرعوب دارد و اگر مقتضى باشد از ميان بردارد و سركوب كند .
[١] حصين بن نمير ، كه به فرمان يزيد براى گرفتن عبد اللَّه زبير مسجد الحرام را محاصره كرده و خانهء كعبه را سوزانده و در اين ميان خبر مرگ يزيد به او رسيده با ابن زبير ملاقات كرده و به او چنين گفته است « يا أبا بكر انا سيد اهل الشام لا ادافع و ارى اهل الحجاز قد رضوا بك ، فتعال ابايعك الساعة و يهدر كل شيء اصبناه يوم الحرة و تخرج معى إلى الشام فانى لا احب ان يكون الملك بالحجاز » ( عقد الفريد - جزء پنجم - صفحه ١٥٦ - ) و هم در همان جزء و همان صفحه از عقد الفريد پس از اين كه نوشته است بعد از مرگ معاوية بن يزيد اهل شام ، جز مردم اردن ، و هم مردم مصر با ابن زبير بيعت كردند و ابن زبير ، ضحاك بن قيس فهرى را بر شام حاكم ساخت چنين نوشته است : « فلما راى ذلك رجال بنى أمية و ناس من اشراف اهل الشام و وجوههم منهم روح بن زنباع و غيره ، قال بعضهم لبعض : ان الملك كان فينا اهل الشام فانتقل عنا إلى الحجاز لا نرضى بذلك »