ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦١٨ - ١٣ - دستور صلوات بر آل پيغمبر ( ص ) بأسناد از ثوري
« ايمن مباش و بدان كه خدا زشتترين كارت را در راه فرمانبردارى از يزيد مىبيند و بر آن با نظر خشم مىنگرد پس باب آمرزش را به روى تو مىبندد .
« اى عمر بن هبيره من مردانى از صدر اين امّت را ادراك كردم كه به خدا سوگند بر دنيايى كه به ايشان رو آورده سختتر و بيشتر پشت كرده بودند از رو آوردن شما به آن ، كه بر شما پشت كرده است .
« اى عمر بن هبيره من به تو آن را مىگويم كه خدا خواسته و از آنت مىترسانم كه خدايت ترسانده آنجا كه گفته است : « ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد . . » تا آخر آن چه به عمر بن هبيره گفته و پند و اندرزش عمر را گريانده است .
از روايات حسن است كه ابو نعيم ، به اسناد از او از عمران بن حصين آورده است : قال رسول الله ( ص ) :
« انّ الله استخلص هذا الدّين لنفسه و لا يصلح لدينكم الَّا السّخاء و حسن الخلق الا فزيّنوا دينكم بهما » ابو نعيم ترجمهء حسن بصرى را بدين مضمون پايان داده است :
« اين طبقه ( طبقهء حسن بصرى ) تالى طبقه ايست از اهل مدينه كه تفقّه در دين بر ايشان غالب بوده و بدان شناخته شده بودهاند و مردم از فتاوى آنان استفاده مىكرده و بآراء و عقائدشان عامل مىبودهاند و آنان را بهره و حظَّى وافر از تعبّد و تنسّك مىبوده كه پنهان مىداشته و آن را اظهار نمىكردهاند كه از آن طبقه بشمار است سعيد بن مسيّب و عروة بن زبير و قاسم بن محمّد بن ابى بكر و ابو بكر بن عبد الرّحمن بن حارث و خارجة بن زيد بن ثابت ، كه به نام « فقهاء سبعه » خوانده شده ، و شهرت يافتهاند » ممقانى كلماتى در مدح و قدح حسن بصرى آورده از جمله در مدح او : مردى حسن را گفته است . شيعه ، ترا دشمن على مىپندارد . حسن به روى خاك افتاده و گريه كرده و آنگاه سر برداشته و چنين گفته است :
« لقد فارقكم بالأمس رجل كان سهما من مرامى الله ، عزّ و جلّ ، على عدوّه ، ربّانىّ هذه الامّة و شرفها و فضلها ، و ذو قرابة من النّبي ( ص )