ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٥٦ - ٣ - علّت شيوع مذهب أبو حنيفه بطور كلّي ورواج مذهب مالك در خصوص اندلس
و از اين رو بعنوان « جامع » معروف شده و بعضى ديگر معروف شدن او را بدين عنوان از آن جهت دانستهاند كه بسيارى از علوم را دارا و ميان آنها جمع كرده بوده است » « چون هارون رشيد به خلافت رسيد و ابو يوسف شاگرد ابو حنيفه را بعد از سال يك صد و هفتاد ( ١٧٠ ) منصب قضا داد و زمام شغل قضا در سراسر كشورهاى اسلامى بدست او افتاد به طورى كه براى بلاد عراق و خراسان و شام و مصر تا كران افريقا هيچ كس شغل قضا نمىداشت مگر به دستور و تصويب ابو يوسف او هم جز اصحاب و پيروان مذهب ابو حنيفه ، استاد خويش ، كسى را به كار قضا نمىگماشت . پس عامّهء مردم به پيروى از احكام و فتاوى ايشان ناچار بودند ، از اين رو اين مذهب در همهء اين بلاد شيوع و رواج يافت چنان كه مذهب مالك در اندلس به واسطهء تمكَّن يحيى بن يحيى بن كثير از حكم منتصر ، رايج و شايع گرديد . به اين جهت ابن حزم گفته است :
« دو مذهب در آغاز كار بر اثر رياست و استيلاء پيشرفت كرده و انتشار يافته است : يكى مذهب حنفى در مشرق و ديگر مذهب مالك در اندلس » مذهب حنفى به واسطهء اين كه خلفاء عبّاسى قضاة را از اصحاب آن انتخاب مىكردند بر همهء بلاد اسلامى غلبه يافت و بر غلبهء خود باقى بود تا اين كه اوضاع و احوال دگرگون شد و چنان كه خواهيم گفت سه مذهب ديگر با آن به مزاحمت پرداخت .
كار قضا بدان حدّ به علما حنفى اختصاص يافته بود كه قادر با لله ، خليفهء عباسى ، يك بار ابو عباس احمد بن محمد بادزى شافعى را به سفارش ابو حامد اسفراينى به جاى ابو محمد بن اكفانى حنفى بى رضاى او قاضى بغداد ساخت و ابو حامد به سلطان محمود سبكتكين و به اهل خراسان نوشت كه خليفه شغل قضا را از حنفى به شافعى انتقال داده است ! اين قضيه در بغداد شهرت يافت و اهل بغداد دو گروه شدند و ميان اين دو گروه فتنه ها پديد آمد . خليفه ناگزير اشراف و قضاة را فراهم آورد و نامهاى از ابو حامد اسفراينى به ايشان نشان داد متضمّن اين كه از راه مهربانى و دل سوزى و امانت بوى توصيه و راهنمايى كرده ، در صورتى كه غرض او فريب و خيانت بوده است .