ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٧٤ - ٢٢ - وضع دربار عبد الملك و نقل خبري غريب درباره عاشوراي حسين ( ع )
< فهرس الموضوعات > ٢٣ - زُهرى اقوال صحابه را هم « سنّت » مي شمرده است < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٢٤ - جامع بودن زهرى < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٢٥ - نخستين مدوّن علم ، بگفته مالك بن انس < / فهرس الموضوعات > بن شهاب الزهري . . » آورده آنگاه سخنانى را كه در بارهء او از بزرگانى رسيده و هم سخنانى را كه او گفته و احاديثى را كه بروايت و أسناد از او آمده نقل كرده است :
از جمله كلمات عمر بن عبد العزيز و مكحول و عمرو بن دينار را كه از اين پيش نقل شد ياد كرده و به اسناد از سفيان ثورى آورده كه گفته است : « مات الزّهري يوم مات و ما على الأرض احد اعلم بالسّنّة منه » صالح بن كيسان اين مضمون را گفته است :
« من و زهرى با هم در طلب علم همكار مىبوديم پس با خود گفتيم : سنن را بنويسيم پس آن چه را از پيغمبر ( ص ) رسيده يادداشت كرديم .
آنگاه زهرى گفت : اكنون هر چه از اصحاب پيغمبر ( ص ) رسيده بعنوان « سنّت » مىنويسيم . من گفتم : گفته هاى آنان « سنت » نيست و من آنها را بعنوان سنّت نمىنويسم . پس او نوشت و من ننوشتم از اين رو او ناجح شد و من ضائع ! » ليث بدين مفاد گفته است : « عالمى را جامعتر و عالمتر از ابن شهاب نديدم .
هر گاه در ترغيب ، حديث مىكرد چنان به نظر مىرسيد كه جز آن چيزى نمىداند و چون از پيمبران و اهل كتاب سخن مىراند گمان مىرفت كه بهتر از آن چيزى نمىداند و اگر از عرب و انساب گفتگو مىكرد پنداشتى از آن بهتر چيزى را آگاه نيست و هنگامى كه از قرآن و سنّت حديث مىآورد حديث او با حفظى جامع و كامل بود » اوزاعى از زهرى نقل كرده كه گفته است « كنّا نأتى العالم ، فما نتعلَّم من ادبه احبّ إلينا من علمه » . به گفته سفيان ، زهرى در حديث خود چنين تعبير مىكرده : « حدّثنى فلان ، و كان من أوعية العلم » و نمىگفته است : « كان عالما » .
مالك بن انس گفته است : « نخستين كسى كه علم را تدوين كرده ابن شهاب بوده است » سفيان گفته است : زهرى گفت : « ما خوش نداشتيم بنويسيم تا اين كه سلطان ما را