ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٠٦ - ١٠ - تبكيت و تعيير أبو حنيفه ، شاگرد خود أبو يوسف را
< فهرس الموضوعات > ١١ - اعتراض أبو حنيفه بر ابن أبي ليلى در اجراء حدّ و منع والي ، أبو حنيفه را از افتاء < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ١٢ - تعبّد و تهجّد أبو حنيفه < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ١٣ - داستان كفّاش همسايه أبو حنيفه < / فهرس الموضوعات > زن را ايستاده حدّ زده با اين كه زنان را نشسته بايد حدّ زده شود ، براى پدر يك حدّ و براى مادر حدّى ديگر زده با اين كه اگر كسى چندين تن را با هم قذف كند يك حدّ دارد ، و ميان دو حدّ جمع كرده با اين كه بايد ميان آنها فاصله مىداد تا رنج حدّ نخست تخفيف يابد ، و ديوانه را حدّ زده با اين كه بر ديوانه حدّى نيست ، و براى پدر و مادر كه حاضر نبوده ، و ادّعايى بر زن نكردهاند حدّ جارى كرده است .
« ابن ابى ليلى چون از گفتهء ابو حنيفه آگاه شده شكايت او را به امير برده است و ابو حنيفه از فتوى ممنوع و محجور گرديده و مدتى بر اين حال بوده تا اين كه . . » در زير عنوان هشتم كثرت عبادت و نماز خواندن او را آورده و نقل كرده كه « كان يحيى اللَّيل بقراءة القرآن فى ركعة ! ! ثلاثين سنة » و باز به اسناد از اسد ابن عمر آورده كه « صلَّى ابو حنيفة فى ما حفظ عليه صلاة الفجر بوضوء صلاة العشاء أربعين سنة فكان عامّة اللَّيل يقرأ جميع القرآن فى ركعة واحدة . . » ابو يوسف گفته است با ابو حنيفه مىرفتيم . مردى به ديگرى گفت : اين ابو حنيفه است كه شبها را احياء مىدارد و نمىخوابد ابو حنيفه چون اين سخن بشنيد گفت : « و الله لا يتحدّث عنّى بما لا افعل ، فكان يحيى اللَّيل . . » در زير عنوان نهم مطالبى از معاملات ابو حنيفة و جمع ارباح آنها و تفريق ارباح در حوائج اشياخ محدّثين و اقوات و كسوه و ديگر حوائج ايشان آورده و در ذيل آن ، حكايت همسايهء كفشدوز را كه به اين خلاصه است نقل كرده :
« مردى كفشگر در كوفه ، ابو حنيفه را همسايه بود . همهء روز را كار مىكرد و چون شب مىشد گوشت يا ماهى مىگرفت و آن را مىپخت يا بريان مىكرد و به مىگسارى مىپرداخت و چون سرش از باده گرم مىشد به آواز مىخواند :
< شعر > اضاعونى و أيّ فتى اضاعوا ليوم كريهة و سداد ثغر [١] < / شعر >
[١] « اما سداد القارورة و سداد الثغر بالكسر لا غير و اما قولهم : فيه سداد من عوز و أصيبت به سدادا من عيش ما تسد به الخلة بفتح السين و كسرها و الكسر افصح » ( صراح اللغة ) براى چگونگى ضبط اين كلمه حكايتى ميان مأمون خليفهء عباسى و ميان نضر بن شميل رخ داده كه ابن خلكان و دميرى و ديگران آن را آوردهاند در آن شكايت ، نضر بحديث على ( ع ) از پيغمبر ( ص ) به اين عبارت « اذا تزوج الرجل ، المرأة لدينها و جمالها فهو سداد من عوز » كه آن را بكسر خوانده استناد كرده است .