ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٧٥ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
امر معاويه به لعن على ( ع ) موضوع مهم ديگرى كه معاويه بر خلاف احكام دين و بر خلاف وجدان و انصاف مرتكب شده دستور لعن على ( ع ) و فرزندان و ياران با ايمان او بوده كه بر دين داران بسيار گرانى مىداشته و كسانى كه دين دار بوده و سوابق دينى مىداشته يا به قبايل خود مستظهر مىبودهاند گاهى بطور تلويح بلكه به تصريح زشتى اين كار را به معاويه گوشزد مىكردهاند ليكن بيش از اين كارى از ايشان ساخته نبوده است .
شيبانى از ابو الجناب كندى از پدرش ( بنقل ابن عبد ربه ) اين مضمون را نقل كرده كه :
« معاويه زمانى نشسته بود و بزرگان هم حضور داشتند مردى از مردم شام درآمد و به پا ايستاد و خطبه خواند و در پايان آن ، على را لعن كرد حاضران سر به زير افكندند تنها احنف بن قيس سر برداشت و به معاويه گفت :
« اين گوينده اگر بداند كه خرسندى تو در لعن بر پيمبرانست ايشان را لعن مىگويد پس از خدا بترس و از على دست بردار او اكنون به خدا رسيده و در قبر خود تنها خوابيده و تنها با عمل خويش است . به خدا سوگند او شمشيرش كشيده و جامه اش پاكيزه و خويش ستوده و رايش گزيده و پسنديده و مصيبتش بزرگ و جانگداز بود .
« معاويه گفت :
« اى احنف چشم بهم نهادى و آن چه خواستى گفتى به خدا سوگند بايد بر منبر برآيى و ، بخواهى يا نخواهى ، به لعن على زبان بگشايى .
« احنف گفت :