ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٤٤ - ١٧ - گريه مالك بر افتائي كه برأي داده است
« هنگامى كه شافعى ببغداد آمد پنجاه ( يا قريب پنجاه ) حلقهء درس در مسجد جامع فراهم مىآمد چون شافعى وارد شد بهر حلقه مىرفت و مىنشست و مىگفت : « قال الله و قال الرّسول » و ايشان مىگفتند : « قال اصحابنا » تا اين كه در مسجد ، حلقهء درسى جز حلقهء درس شافعى بر جاى نماند . » و به اسناد از شافعى آورده كه گفته است :
« بيست سال در بطون عرب اقامت كردم كه اشعار و لغات آنها را فرا گيرم .
و قرآن را حفظ كردم به طورى كه كلمه و حرفى در آن نبود مگر اين كه مراد و معنى آن را مىدانستم جز دو كلمه كه يكى از آنها است : * ( « . دَسَّاها » ) * . باز از شافعى آورده كه گفته است :
« من قرآن را نزد اسماعيل بن قسطنطين قرائت كردم و او مىگفت : القرآن ، اسم و ليس بمهموز و لم يؤخذ من « قرات » و لو أخذ من « قرأت » لكان كلّ ما قرئ قرآنا و لكنّه اسم للقرآن مثل التّورية و الإنجيل . . » صاحب روضات از اوّليّات سيوطى ( و غير او ) آورده است كه :
« شافعى نخستين كسى است كه در « آيات احكام » و در « اصول فقه » تصنيف كرده و همو نخستين كس است كه در « مختلف حديث » تكلم و در آن باره تصنيف كرده است » . و از جمله تصنيفات او كتاب قديم او است كه آن را « الحجة » ناميده است چنان كه محى الدين نووى در شرح مشكلات كتاب التنبيه گفته است » .
همو از حيات الحيوان دميرى از بويطى از شافعى حكايت كرده كه گفته است :
« جوان و در مجلس مالك بوده پس مردى آمده و از مالك استفتاء كرده و گفته است : من سوگند ياد كردهام به سه طلاق زنم كه اين بلبل خاموش نمىگردد و از خواندن نمىايستد مالك بوى گفته است همانا حنث كردهاى ( يعنى زنش سه طلاقه شده ) آن مرد چون پاسخ شنيده رفته است . شافعى رو بيكى از شاگردان مالك كرده و گفته است : اين فتيا خطا است . مالك كه بسيار با مهابت بوده و كسى را آن جسارت نبوده كه در مجلس با وى اين گونه مراوده شود و بسا اين كه صاحب شرطه در مجلس