ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٨ - ٢ - زنان صحابيه ١ - فاطمه زهرا ( ع ) ١ - عصمت فاطمه ٢ - قضيه فدك ٣ - مباحث فقهي مسئله فدك ٤ - خطبه فدك ٥ - سهم ذى القربى ٦ - احتجاج فقهي فاطمه بر سهم ذى القربى
١ - فاطمهء زهرا ( س ) < صفحة فارغة > [ عصمت فاطمه ] < / صفحة فارغة > حافظ ابو نعيم پس از اين كه دختر پيغمبر را به عبارت زير عنوان كرده :
« و من ناسكات الاصفياء و صفيّات الاتقياء فاطمة ، رضى الله عنها ، السّيّدة البتول ، البضعة الشّبيهة بالرّسول ، ألوط أولاده بقلبه لصوقا ، و أوّلهم بعد وفاته به لحوقا ، كانت عن الدّنيا و متعتها عازفة و بغوامض عيوب الدّنيا و آفاتها عارفة » روايتى را بدين مفاد به اسناد از عائشه ، امّ المؤمنين ، ( بطرق متعدّد ) آورده كه چنين گفته است ( مضمون ) :
« در مرضى كه پيغمبر ( ص ) رحلت كرد ما همه نزد پيغمبر ( ص ) بوديم كه فاطمه از در درآمد در حالى كه روش راه رفتن او همانا راه رفتن پيغمبر بود . پيغمبر چون چشمش به فاطمه افتاد گفت : « مرحبا بابنتى » آنگاه او را در دست راست ( يا چپ ) خود نشاند و سر به گوشش نهاد و چيزى گفت كه فاطمه از شنيدن آن گريان شد .
« من از ميان زنان پيغمبر كه آنجا بودند فاطمه را گفتم : پيغمبر ترا به شرف سر گوشى برگزيد و تو گريه مىكنى ؟ پس از آن دوباره پيغمبر سر به گوش فاطمه نهاد و باز چيزى بوى گفت كه فاطمه خنديد .
« من فاطمه را سوگند دادم كه مرا از چگونگى حال آگاه سازد . فاطمه گفت :
من راز پيغمبر را فاش نمىكنم . اين بود تا پيغمبر از جهان رخت بربست فاطمه را گفتم :