ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦ - ١ - سر آغاز
استدراك پيش از طرح مطالب اصلى اين جلد ( جلد سيم ) و بحث در پيرامن آن مطالب ، به نظر مىرسد كه شايسته چنين است مطلبى را كه مناسب بوده در جلد اوّل ( در عهد صحابه ) ياد گردد و فوت شده در آغاز اين جلد بعنوان « استدراك » آورده شود :
آن مطلب ياد كردن از زنانى است به نام ، كه از « صحابه » بشمار آمده و ، كم يا بيش ، نظر فقهى داشته يا لا اقل حديث و اثرى نبوى روايت كردهاند و هم شايسته است پس از ياد كردن از اين زنان ، استدراكات و تذكَّراتى كه نسبت به قسمتهايى از جلد اوّل شده در اينجا آورده شود .
گر چه آن زنان را در تفقّه ( بمعنى اجتهاد مصطلح ) فتوى و حكمى صدور نيافته ( جز يك تن ) ليكن رواياتى از ايشان رسيده كه مفاد آنها جزء احكام فقهى قرار گرفته و مدرك فتوى و اجتهاد واقع شده بلكه چنان كه به نظر خواهد رسيد برخى از آنان به تفقّه و استدلال فقهى گراييده و از كتاب و سنّت ، حكم فقهى استخراج و استنباط و بر شاخصترين صحابه ( خليفه ) استنباط خود را اظهار داشته است پس چه از لحاظ اين فقاهت و چه از لحاظ حديث و روايت ياد آنان در اين موضع شايسته و به مورد است .
اين قسمت ، از كتاب « حلية الأولياء » حافظ ابو نعيم كه از اكابر اهل سنّت و جماعت و چنان كه گفتهاند : « ثقة » و معتمد است و در سال چهار صد و سى ( ٤٣٠ ) هجرى قمرى وفات يافته است آورده مىشود .