ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٦٦ - ٣ - طبقه سيم ١ - ابن عيينه ( حكم ) ٢ - ابن أبي ثابت ( حبيب ) ٣ - حمّاد ابن أبو سليمان ٤ - أبو شبرمه ( عبدالله ) ٥ - ابن أبي ليلى ( محمد بن عبد الرّحمن )
ابن نديم اين مضمون را آورده است :
« ابو ليلى جدّ محمّد بن عبد الرحمن نامش يسار و از اولاد احيحة بن جلاح بوده و برخى وى را مدخول النّسب مىدانسته و ابن شبرمه به همين مطلب ناظر بوده كه گفته است :
< شعر > و كيف ترجّى لفصل القضاء و لم تصب الحكم فى نفسكا فتزعم انّك لابن الجلاح و هيهات دعواك من اصلكا < / شعر > آنگاه ابن نديم چنين افاده كرده است :
« ابن ابى ليلى در دولت بنى اميّه و بنى عبّاس ، تصدّى قضاء مىداشته و پيش از ابو حنيفه به قياس و رأى فتوى مىداده و در سال يك صد و چهل و هشت ( ١٤٨ ) هنگامى كه از جانب ابو جعفر قاضى بوده در گذشته است . و از جمله تأليفات او است « كتاب الفرائض » ممقانى ، پس از اين كه از شيخ طوسى آورده كه در رجال خود ابن ابى ليلى را در اصحاب حضرت صادق ( ع ) شمرده و وفات او را در همان سال وفات آن حضرت ( ١٤٨ ) دانسته ، خودش در پيرامن اقوالى كه در مدح و قدح وى گفته شده سخن رانده و از علَّامه و ابن داود و مير داماد و ملَّا صالح ، ممدوح بودن او را نقل كرده و رواياتى از كافى و تهذيب آورده كه به مستفاد از آنها ابن ابى ليلى در برابر گفته هاى ائمهء شيعه خضوع مىداشته و حتى از رأى و فتوائى اگر مخالف آنها مىداشته بر مىگشته است و بهر حال خود ممقانى در پايان سخنان خويش ، ضعف بلكه ذمّ او را ترجيح داده و مذمومش دانسته است .
همو از كافى و تهذيب گفتهء عمر بن اذينه را به اين مضمون آورده است :
« من خود شاهد بودم در بارهء مردى كه غلَّهء خانه خود را براى يكى از خويشان