ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٥١ - ٢٣ - مخالف بودن شعبي با رأى و قياس
گفته است : از شعبى مسأله مىپرسيدم رو از من برمىگرداند و بپرسيدن مسأله از من با من روبرو مىشد پس من مىگفتم : اى گروه علماء اى گروه فقهاء احاديث را از ما فرا مىگيريد و بپرسيدن مسأله از ما اقدام مىكنيد ! ! شعبى گفت : اى جماعت علماء اى معشر فقهاء ما نه فقهاء هستيم و نه علماء ما گروهى هستيم كه حديثى شنيدهايم و آن چه را شنيدهايم به شما حديث مىكنيم .
شعبى را حافظهاى قوى بوده چنان كه ابو نعيم به اسناد از او اين جمله را نقل كرده « ما من خطيب يخطب الَّا عرضت عليه خطبته ! ! و همو به اسناد از ابن شبرمه از شعبى آورده كه چنين گفته است « ما كتبت سوداء فى بيضاء قطَّ ، و ما سمعت من رجل حديثا قطَّ فاردت ان يعيده علىّ » [١] با راى و قياس هم سخت مخالفت مىداشته است چنان كه به اسناد ابو نعيم از صالح بن مسلم است كه اين مضمون را گفته است : شعبى را از مسألهاى پرسيدم گفت عمر خطَّاب در اين باب چنين گفته و على چنان . گفتم : راى تو چيست ؟ گفت :
بعد از دانستن قول آن دو ، راى مرا چه مىكنى ؟ اذا اخبرتك برأى قبل عليه » و به ديگرى گفته است « ما حدّثوك عن اصحاب محمّد ، صلَّى الله عليه و سلَّم و رضى عنهم ، فخذه و ما قالوا برأيهم فبل عليه » باز به اسناد ابو نعيم از صالح بن مسلم گفته است ، شعبى مرا گفت : همانا شما بدين سبب هلاك شديد كه آثار را واگذاشتيد و به قياسات استناد كرديد . اين « اصحاب
[١] پس از ابن اشعث و كشته شدن او شعبى كه با او همراه بوده و خروج كرده گرفتار شده و او را با غل و زنجير به نزد حجاج بردهاند و با سخنورى خود را از قتل نجات داده و حجاج مسألهء فقهى را كه آن وقت محل حاجت بوده از او پرسيده و بعد سه تن از اعراب بر حجاج در آمدهاند و حجاج ايشان را از باران پرسيده و ايشان با بيانى شيوا و مفصل جواب گفتهاند و شعبى همهء آن مطالب را بحفظ سپرده در زمانهاى بعد كه آن قضيه را به ابو بكر هذلى خواسته است نقل كند به او گفته است : « الا احدثك حديثا تحفظه فى مجلس واحد ان كنت حافظا كما حفظته »