ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٩٣ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
- ٣ - دارميّه باز هم سيّد رشيد رضا ( در همان جزء از همان مجلَّه ) قضيه دارميّه را بدين مضمون آورده است :
« هنگامى كه معاويه به حجّ رفته از دارميّهء حجونى جويا شد دارميّه را به نزد وى بردند معاويه او را گفت :
« ترا خواستم تا بپرسم چرا علىّ را دوست و مرا دشمن مىداشتى و از او اطاعت مىكردى و با من دشمنى و عداوت ؟
« دارميّه گفت : مرا ببخش ، و از من پاسخ مخواه . معاويه نپذيرفت و از او پاسخ خواست . دارميّه گفت :
« علىّ را از آن رو دوست داشتم كه در ميان امّت به عدالت رفتار و در تقسيم به مساوات كار مىكرد و ترا از اين راه بدخواه و دشمن بودم و نسبت به تو كينه مىورزيدم كه طالب باطل بودى و به ناحق با كسى كه به امارت و حكومت از تو اولى بود قتال مىكردى .
« من از آن جهت از علىّ اطاعت مىكردم كه بينوايان و مستمندان را دوست مىداشت و اهل دين و ايمان را بزرگ مىشمرد و عداوتم با تو براى خونريزى و جور و ستم تو در قضا و حكم تو به ميل شخصى و هواى نفس است .
« معاويه پرسيد : آيا تو علىّ را ديدهاى ؟ پاسخ داد : آرى « معاويه : او را چه گونه يافتى ؟
« دارميّه : به خدا سوگند علىّ چنان بود كه اين پادشاهى و سلطنت كه ترا چنين شيفته و دل باخته ساخته در وى هيچ اثرى نداشت و نمىتوانست او را فريفته و مفتون دارد و اين نعمتها كه ترا مجذوب و مشغول داشته نتوانست علىّ را به خود متوجّه و مشغول خويش كند .