ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٩١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« معاويه گفت :
« آيا مرا به مردم و عشيرهء خود مىترسانى به خدا سوگند مىخواهم ترا بر مركوبى سركش و ناهموار سوار كنم و بسوى پسر ارطاة بازت گردانم تا آن چه خواهد در باره ات فرمان دهد و به انجام رساند .
« سوده خاموش شد و آنگاه چنين گفت :
< شعر > صلَّى الإله على روح تضمّنه قبر فاصبح فيه العدل مدفونا قد حالف الحقّ لا يبغى به ثمنا فصار بالحقّ و الأيمان مقرونا < / شعر > « معاويه گفت : اين كه مىگويى كه بوده است ؟
« سوده پاسخ داد : علىّ بن ابى طالب .
« معاويه گفت :
« اثرى از علىّ ( ع ) بر تو نمىبينم ! « سوده گفت :
« چرا . روزى در بارهء مردى كه از جانب او براى جبايت زكوات و جمع آورى صدقات مأمور بود و ميان ما و او اختلاف به همرسيد شكايت نزد على ( ع ) بر دم چون بر او در آمدم به نماز ايستاده بود از نماز منصرف شد و با مهربانى و خوشرويى مرا گفت :
« آيا حاجتى دارى ؟
« من او را از چگونگى رفتار و كردار آن مرد آگاه ساختم .
« علىّ گريست آنگاه دستها را بسوى بالا برداشت و گفت : خدايا من به آنان نگفتهام بر خلق تو ستم روا دارند و طاعت ترا ترك كنند .
« پس از آن پارهاى از انبان ( پوست ) از گريبان بيرون كشيد و بر آن چنين نوشت :