ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٩٣ - ١٤ - مروان ( ابن محمد بن مروان بن حكم ) ١ - توجيه ملقّب بودن مروان به ١٧١ حمار ١٨٧ و به ١٧١ جعدى ١٨٧ ٢ - نبش قبر يزيد بن وليد بفرمان مروان وبدار آويختن آن لاشه ٣ - پايان سخن از خاندان اموي ٩ - تلخيص اوضاع عمومي ١ - عدم توجّه بامور ديني در دوره بني اميه ، مگر بالعرض ، نه بالأصالة ٢ - عظمت مقام خلافت از نظر احكام ديني ٣ - جنبه ديني در مقام خلافت ٤ - اعتراف معاويه باينكه استيلاء و حكومت وي بشمشير و زور بوده نه برضاء امّت ٥ - پيدا شدن اصطلاح ١٧١ فقه ١٨٧ و ١٧١ فقيه ١٨٧ ٦ - اشاره ببرخي از علل و عوامل توجه دانشمندان ، بفقاهت در دوره فاسد امويان ٧ - مراجعه مردم بصحابه براي كسب فتوى از ايشان ٨ - نمونه هايي از اوائل و اواسط و اواخر امويان از لحاظ فساد ديني در دستگاه حاكمه
« و هم از او روايت كردهاند كه بر ثنيّه ( پشته ) احد ايستاده و در حالى كه نابينا بوده به قائد خود گفته است « هاهنا ذببنا محمّدا و اصحابه » « و هم مسألهء خواب پيغمبر ( ص ) كه گروهى از بنى اميّه را ديد بر منبر او بالا مىروند . .
« و از جمله اين كه پيغمبر ( ص ) معاويه را خواست تا در حضورش نامه بنويسد او نافرمانى كرد و بهانه آورد كه غذا مىخورد پيغمبر گفت : « لا اشبع الله بطنه » پس تا بود از غذا سير نمىشد . .
« و از آن جمله پيغمبر گفت : « يطلع من هذا الفجّ ( درّه ) رجل من أمّتي يحشر على غير ملَّتى » پس معاويه از آنجا برآمد .
« و از جمله اين گفتهء پيغمبر ( ص ) است : « اذا رأيتم معاوية على منبرى فاقتلوه » .
« و از جمله است حديث مرفوع مشهور از پيغمبر ( ص ) : « انّ معاوية فى تابوت من نار فى اسفل درك منها ينادى يا حنّان يا منّان ، الآن و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين » .
« و از جمله مساوى معاويه اين كه به محاربه با افضل مسلمين در اسلام از لحاظ مكانت و اقدم ايشان از لحاظ سبقت و احسن ايشان از لحاظ اثر و ذكر على بن ابى طالب قيام كرد و حق او را با باطل خويش به منازعه پرداخت و انصار او را با ياران گمراه و بىايمانى كه داشت مجاهده نمود و او و پدرش هميشه مىخواستند نور خدا و فروغ دين حق را خاموش كنند و ليكن * ( « وَيَأْبَى الله إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ » ) * مردم كودن را گول مىزد و نادانان را فريب مىداد چنان كه پيغمبر ( ص ) به عمّار خبر داد و گفت : « يقتلك الفئة الباغية تدعوهم إلى الجنّة و يدعونك إلى النّار » دنيا را برگزيد و آخرت را نپذيرفت و از ربقه اسلام خارج شد ريختن خون بىگناهان را حلال شمرد به طورى كه در فتنهاى كه او برانگيخت گروهى